وظایف چند گانه یک مدیر در ادارات وسازمان ها
▪ ایمان به هدف :
در اینجا مفهوم ایمان به مکتب و مبانی مکتبی را دارد یک مدیر و فرمانده مکتبی نه تنها نمی تواند در برابر آن مکتب بی تفاوت باشد بلکه باید ایمان عمیقش به تعلیمات آن مکتب انگیزه اصلی او را در انجام وظائفش تشکیل دهد.
ایمان به هدف برای یک مدیر و فرمانده در هر تشکیلات نخستین و مهمترین شرط موفقیت او است و اصولا عشق به کار و تلاش و کوشش توام با دلسوزی بدون چنین ایمانی صورت نخواهد گرفت .
تقوا :
نخستین وظیفه یک مسئول و یا کارگزار در هر رده ای مراعات تقوا و کنار زدن خواهشهای نفسانی است . چرا که اگر بی بهره از تقوا و اسیر شیطان نفس و تمایلات نفسانی خود باشد هیچگاه نمی تواند به وظایف شرعی و تکالیف الهی خویش عمل کند و به قول حافظ تا خودش راهرو نباشد کی می تواند راهبر شود
چنین کسی بنده خدانیست . آن کس که به فرامین خداوند سر می سپرد و عمل می کرد بدون اصلاح و تزکیه درون نمی تواند هدایتگر و راهنمای دیگران باشد و به مسئولیتهای خویش در قبال آنان عمل کند.
مسئولان یک نظام باید هم به خود سازی و تهذیب نفس خویش بپردازند و هم آگاهیهای شرعی خود را بالا برند و هم مجهز به تخصص کافی در مسئولت خود باشند.
▪ علم و قدرت :
منظور از آگاهی و علم در اینجا آن نوع علم و آگاهی است که با گردش کار مدیر و فرمانده پیوند دارد و در حوزه ماموریت او اثر میگذارد. مدیر ناآگاه یا ناتوان تشکیلات خود را به ورشکستگی و سقوط می کشاند و چنین فرماندهی در میدان نبرد نیز سرنوشتی جز شکست ندارد.
روشن است که بخشی از این دو امتیاز ذاتی است و بخش مهمی از طریق اکتساب فراهم می گردد و مخصوصا از طریق تجربه و سابقه کار باید مدیران و فرماندهان را در این دو جنبه پرورش داد.
▪ امانت و درستکاری :
در معیارهای اسلامی این شرط به ضمیمه قدرت برای همه کارکنان و کارمندان قید شده است و مدیر و فرمانده به حکم اینکه از رده های بالای کارکنان و کارمندان هستند نه تنها می توانند از آن فرمان مستثنا باشند بلکه باید هر دو را در حد عالی دارا باشند.
▪ صداقت و راستی :
با توجه به اینکه مهمترین سرمایه یک مدیر و فرمانده در برنامه های اجرائی همبستگی او با افراد زیر نظر او و وجود اعتماد متقابل در میان آنهاست و با توجه به اینکه ضامن حفظ این همبستگی اعتماد متقابل صداقت در گفتار و عمل است نقش این موضوع در امر مدیریت آشکار می شود.
گاه یک « سخن » یا « عمل » خالی از صداقت کافی است که میان مدیر و فرمانده و کسانی که تحت مدیریت و فرماندهی قرار دارند جدائی بیفکند و به همین دلیل مدیر و فرمانده حتی از کارهائی که او را متهم به ترک صداقت می کند هر چند واقعیتی نداشته باشد باید بپرهیزد تا بتواند سرمایه عظیم اعتماد عموم را حفظ کند.
▪ حسن سابقه :
این شرط مهم را که امروز از سوی همه مجامع و محافل جهانی و موسسات مختلف به رسمیت شناخته میشود
▪ سعه صدر :
مدیریت مانند فرماندهی کار پیچیده ای است و می دانیم هر قدر کاری پیچیده تر باشد مشکلات آن افزونتر و آفاتش بیشتر است به همین دلیل مدیران و فرماندهان باید دارای اراده ای قوی حوصله زیاد. و ظرفیت کافی در رویاروئی با مشکلات باشند.
اهمیت این صفت ویژه را مانند هر صفت دیگر از نقطه مقابل آن می توان شناخت نقطه مقابل سعه صدر و حلم همان « تنگ نظری » « دست پاچگی » و « کینه توزی » است که اثرات فوق العاده منفی آنها در امر مدیریت و فرماندهی برای احد پوشیده نیست .
▪ دلسوزی و عشق به کار :
هیچکس نمی تواند مدیر و یا فرمانده خوبی باشد مگر اینکه به کار خود عشق بورزد. آنها که برنامه های خود را به عنوان یک « مسئولیت اداری » یا نجات از اعتراض مردم و توضیح مافوق انجام می دهند به دایه ای می مانند که در برابر گرفتن مزد مسئولیت « تغذیه » یا « تربیت کودکی » را برعهده گرفته ولی آنها که به کار خود عشق می ورزند همچون مادرند!
و درست یکی از مهمترین تفاوتهای مدیریت غربی و اسلامی همین است .
▪ تجربه و آزمودگی :
مسلما هیچ مدیر و فرماندهی در آغاز کارش تجربه کامل درباره آن مسئولیت ندارد ولی کارهای قبلی او در پست ها و مناصب دیگر می تواند زمینه ساز برای پست و منصب فعلی او باشد و منظور از تجربه و سابقه کار نیز همین است . فی المثل نباید و نمی توان یک سرباز عادی را بدون طی سلسله مراتب به فرماندهی لشکری منصوب کرد.
دلیل آن هم روشن است زیرا مسائل مربوط به « مدیریت » و فرماندهی علاوه بر جنبه های علمی و آموزشی به جنبه علمی و تجربه نیز تکیه دارد.
یک فرد ممکن است حداکثر استعداد را برای مدیریت و فرماندهی داشته باشد و بالاترین دانشکده های مدیریت و فرماندهی را نیز گذرانده باشد ولی نتواند به عنوان یک مدیر یا فرمانده قوی و مطمئن عهده دار پست های حساس شود.
▪ شجاعت و قاطعیت :
اگر چه ویژگیهای مهم یک مدیر و فرمانده و ارزشهای لازم برای آنها منحصر به آنچه در اینجا آورده شده نیست ولی می توان گفت آنچه تا حال بیان شده عمده ترین اوصافی است که بدون آن لباس مدیریت و فرماندهی بر قامت کسی زیبا و رسا نیست و شجاعت آخرین ویژگی در این سلسله و از یک نظر اولین خصلت لازم برای احراز این مقام است .
هرگز نباید مدیران و فرماندهان مشاوران خود را از میان افراد محافظه کار انتخاب کنند که از قاطعیت آنها می کاهد و در تصمیم گیری ها خلل وارد می کند.