نحوه برخورد با دانش اموز خاطی
- نخست و از همه مهمتر اینکه معلمان تأثیر و نفوذ قابلتوجهی بر رفتار دانش آموزان دارند؛ بهخصوص زمانی که مداخلات خیلی زود شروع شود و از خانه نیز مورد پشتیبانی قرار گیرد.
- ثانیاً، بیشتر بدرفتاریهای دانش آموزان، ریشه در علت خاصی دارد.
این کار ما است که این علتها را ریشهیابی کرده و رفتارهای درست را به آنها آموزش دهیم تا جایگزین رفتارهای قبلی خود کنند.
به اعتقاد ما پیشگیری مؤثرترین شکل برخورد با دانش آموزان خاطی است. به همین دلیل، بهترین راه برای حذف رفتارهای سوء، پیشگیری از وقوع یا تشدید آنها است.
همچنین یک رویکرد پیشگیرانه به ما کمک میکند که بهجای حذف رفتارهای منفی، بیشتر بر رفتارهای مناسب برای تدریس، تمرکز کنیم. تجربیات ما نشان میدهد که نظام مدیریتی باید آنقدر انعطافپذیر باشد که بتواند به نیازهای متغیر کلاس درس پاسخ دهد. درنهایت این نکته نیز شایانذکر است که دانش آموزان، والدین و کارشناسان امر نیز در مدیریت رفتار نقش عمدهای دارند.
اشتباه اول: تعریف رفتار نامطلوب؛ آن گونه که به نظر میرسد.
وقتی سعی میکنیم رفتاری را تغییر دهیم معمولاً آن را بهگونهای تعریف میکنیم که به نظر ما میرسد (مثل رفتار فریاد زدن، ضربه زدن و خارج شدن از صندلی).
دانش آموز عصبانی
این امر باعث میشود که تصویر درستی از رفتار رخداده نداشته و در برخورد با دانش آموزان خاطی دچار مشکل شویم. این نوع نگرش نسبت به رفتار، اطلاعات زیادی راجع به علت وقوع رفتار به ما نداده و لذا در تلاش برای تغییر رفتار چندان به کار ما نمیآید. برای مثال، یکی از مشکلات کلاس درس، دانشآموزی است که وظایف خود را انجام نمیدهد. حال اگر دو دانشآموز در این وضعیت قرار داشته باشند، ممکن است برای هرکدام، علت جداگانهای وجود داشته باشد و در این صورت روش ما برای تغییر رفتار آنها نیز باید متفاوت باشد.
راهکار جایگزین: هر رفتار نامطلوب را با توجه به کارکرد مربوط به خودش تعریف کنید.
بهمنظور تدوین یک استراتژی بهتر برای مدیریت رفتار، باید از خودمان این سؤال را بپرسیم که کاربرد این رفتار نامطلوب چه بوده است؟ یا به عبارت سادهتر، با این رفتار نامطلوب، چه چیزی عاید دانشآموز میشود؟ هرچند به نظر میرسد رفتار نامطلوب دانش آموزان بدون دلیل خاصی رخداده باشد، اما هر یک از این رفتارها هدفی را دنبال میکنند و در غیر این صورت رخ نمیدادند.
اشتباه دوم: طرح این پرسش که «چرا این کار را انجام دادی؟»
اکثر اوقات دانش آموزان خودشان هم نمیدانند که چرا یک رفتار را مرتکب شدهاند. ضمن اینکه ما نیز غالباً از جوابهای آنها راضی نمیشویم.
راهکار جایگزین: رفتار مربوطه را مستقیماً ارزیابی و نحوه عملکرد آن را مشخص کنید.
نحوه عملکرد یک رفتار از هدفی ناشی میشود که دانشآموز آن را دنبال میکند (یا همان چیزی که عاید او میشود). همانطور که پیشازاین گفتیم، بیشتر رفتارهای نامطلوب برای عمل به دست آوردن یا خودداری کردن به کار میروند. برای اینکه نحوه عملکرد یک رفتار را تشخیص دهیم، باید رخدادهای کلاس را قبل و بعد از وقوع آن رفتار بررسی کنیم. به این فرایند جمعآوری اطلاعات، ارزیابی عملکردی میگویند.
می توان از نمودار محرک – رفتار – نتیجه (ABC) میتوان بهعنوان یک ابزار ارزیابی عملکردی استفاده کرد.
نمودار ABC سه ستون دارد که بر روی آن، رفتار و هر آنچه قبل و بعدازآن روی میدهد را ثبت میکنیم. روش استاندارد برای ساختن این نمودار این است که یک برگه کاغذ را به سه ستون مجزا تقسیم کنیم. سپس اولی را محرک، دومی را رفتار و سومی را نتیجه نامگذاری کنیم.
وقتی یک رفتار نامطلوب انجام میگیرد، در ستون رفتار قید میشود. سپس فرد مشاهدهگر آنچه را که قبل از رفتار مذکور رخ داده است را در ستون محرک مینویسد و آنچه بعد از رفتار رخداده را در ستون نتیجه یادداشت میکند. برای سهولت بیشتر در جمعآوری دادهها میتوان از یک نمودار اصلاحشدهی ABC استفاده کرد که از چند دستهبندی از پیش تعریفشده شامل رفتار تحریکی معلم، واکنش دانشآموز و نتایج مربوطه تشکیل شده است.
اشتباه سوم: وقتی روشی جواب نمیدهد، باز هم بر روی آن اصرار میکنیم.
وقتی یک روش مدیریتی خوب جواب نمیدهد، اولین کاری که میکنیم این است که با شدت بیشتری آن را انجام میدهیم. مشکل اینجا است که در اغلب موارد، ما در جهت منفی تلاش خود را افزایش میدهیم. جملات بلندتر و مأیوسکنندهتری را به کار میگیریم، عواقب منفی را افزایش میدهیم و نکات مثبت را از بین میبریم. این کار هیچ کمکی به آموزش رفتار درست نمیکند، بلکه در عوض با بالا بردن بار منفی، روابط دانشآموز و معلم را بیشازپیش مختل کرده و احساس سرخوردگی را در دانشآموز به وجود خواهد آورد.
راهکار جایگزین: روش دیگری را امتحان کنید.
در شرایطی که ذکر شد میتوان از طرق دیگری وارد شد؛ مثلاً راهنمایی مجدد بهصورت کلامی، ترویج رفتارهای ناسازگار، تغییر تکالیف و تأمین سرنخها و شواهد بیشتر.
اشتباه چهارم: تخطی از قوانین کلاسی مناسب
قوانین کلاسی نقش عمدهای در برخورد با دانش آموزان خاطی دارند. بااینحال، قوانین بهتنهایی تأثیر چندانی بر رفتار دانشآموز ندارند. در اغلب موارد، قوانین در ابتدای سال اعلام میشوند، یکبار بهطور خلاصه مرور میشوند و سپس به دست فراموشی سپرده میشوند.
راهکار جایگزین: از چارچوب قوانین کلاس درس پیروی کنید.
برای اینکه اثربخشی کلاس بیشتر باشد، لازم است حدود ۴ الی ۶ قانون در کلاس درس حاکم باشد. استفاده از قوانین بیشازحد نیز کار دانشآموز و معلم را سختتر میکند. قوانین کلاسی باید ساده، مشخص، واضح و قابل سنجش باشند. میزان سادگی قانون به سن و سطح توانایی دانش آموزان بستگی دارد. ویژگی دیگر یک قانون خوب برخورداری از بیان مثبت است (برای اجازه گرفتن، دست خود را بالا ببرید). در نقطه مقابل، قوانین دارای بیان منفی نیز وجود دارند که دانشآموز را از انجام کاری بازمیدارند (با صدای بلند حرف نزنید).
اشتباه پنجم: تصور میکنیم همه رفتارهای نامطلوب، به خاطر نخواستن است.
وقتی یک رفتار نامطلوب از دانشآموزی سر میزند، معمولاً اینطور به نظر میرسد که مربوط به یک مشکل انگیزشی است. در چنین وضعیتی ما باید به منظور برخورد با دانش آموزان خاطی ، رفتار درست را ترویج و رفتار نادرست را کنار بگذاریم. البته بسیاری از رفتارهای نامطلوب به خاطر نداشتن مهارتهای صحیح است؛ نه فقدان انگیزه.
راهکار جایگزین: باید بدانید که بعضی از رفتارها به خاطر نتوانستن است.
در برخورد با دانش آموزان خاطی دانستن این نکته ضروری است که بسیاری از رفتارها به دلیل فقدان مهارت است، نه فقدان انگیزه. با اینگونه رفتارها باید همانند اشتباهات دانشگاهی دانش آموزان برخورد کنیم. وقتی یک دانشآموز در طول درس، خطایی را چند مرتبه تکرار میکند، ما روش تدریس خود را تغییر داده (مثلاً مثالهای بیشتری میزنیم یا به دانشآموز اجازه میدهیم بیشتر تمرین کند) و آموزشهای فشردهتری را ارائه میکنیم.
اشتباه ششم: عدم برنامهریزی برای زمان گذار (دوره انتقالی)
وقتی برای یک روز تدریس خود برنامهریزی میکنیم، معمولاً زمان موردنیاز برای عبور از یک مبحث به مبحث دیگر یا مکانی به مکان دیگر را نادیده میگیریم به این زمان ((زمان گذار)) می گوییم. درحالیکه همین عبور یا گذار، زمان زیادی از کلاس را به خود اختصاص میدهد. همین زمانهای گذار در صورت عدم برنامهریزی، منجر به بروز مشکلات رفتاری میشوند، چراکه دانش آموزان آمادگی لازم را برای آن ندارند. انتظارات ناسازگار عامل بروز این مشکلات است. همچنین ازآنجاکه ما نیز همراه دانش آموزان در حال گذار هستیم، حواسمان از آنها پرت شده و مشکلات تشدید میشود.
راهکار جایگزین: برای زمان گذار بهخوبی برنامهریزی کنید.
مشکلات مربوط به گذار را میتوان با انجام چند اقدام عملی کاهش داد.
در وهله اول، بهترین کار این است که انتظارات ما از زمان گذار سازگار باشد؛ به این معنا که برای هر نوع گذار، قوانین یکسانی به کار گرفته شود. اگر قوانین دوره گذار را همراه با دانش آموزان تدوین کنیم، سازگاری ایجاد میشود. پس از تدوین قوانین، باید آنها را به دانش آموزان خود آموزش دهیم.
