پرخاشگری از لحاظ کمی و کیفی و همچنین در سطح فردی و اجتماعی دارای تنوع می باشد.
الف- کمیت یا میزان پرخاشگری فرد:
ب- کمیت یا میزان پرخاشگری جامعه:

کمیت پرخاشگری فرد:

تعداد دفعاتی که یک فرد دست به عمل پرخاشگرانه می زند را می توان کمیت یا میزان پرخاشگری آن فرد نامید.

کمیت پرخاشگری جامعه:

درصد افرادی از یک جامعه که مرتکب عمل پرخاشگرانه می شوند را می توان کمیت پرخاشگری آن جامعه نامید.
الف- کیفیت یا چگونگی پرخاشگری یک فرد:
ب- کیفیت یا چگونگی پرخاشگری یک جامعه:

کیفیت یا چگونگی پرخاشگری فرد:

نوع رفتار و یا کلام پرخاشگرانه ای که از یک فرد صادر می شود را می توان کیفیت پرخاشگری آن فرد نامید. برای مثال کیفیت پرخاشگری یک فرد می تواند از یک اهانت و تخریب ساده تا قتل و تخریب شدید بیانجامد.

کیفیت یا چگونگی پرخاشگری یک جامعه:

نوع رفتارها و کلمات پرخاشگرانه ای که از افراد یک جامعه صادر می شود را می توان کیفیت پرخاشگری آن جامعه نامید. برای مثال کیفیت پرخاشگری افراد جامعه می تواند از رفتارهای اهانت آمیز ساده تا قتل عام های وسیع و حتی بمب گذاری های انتحاری وسعت داشته باشد.

علل پرخاشگری:

اگر چنانچه بخواهیم عوامل پرخاشگری را از دیدگاه های متفاوت نام برده و توضیح دهیم از بحث این سایت که بیشتر جنبه درمانی و عملی دارد خارج است. بنابر این برخی از عواملی که باعث پرخاشگری می گردند را با توضیحی بسیار مختصر ذکر می کنیم. البته هیچ یک از عواملی که در اینجا نامبرده و توضیح داده می شوند بتنهایی نمی توانند عامل پرخاشگری و یا هر اختلال دیگری باشند.

این عوامل عبارتند از: ۱- عوامل خانوادگی۲- عوامل شخصیتی ۳- وقایع تلخ گذشته ۴- ناکامی ۵- ژنتیک و عملکرد سیستم عصبی و هورمونی ۶- عوامل اجتماعی ۷- طرز نگرش افراد
۱- عوامل خانوادگی: سختگيري ها ، خشونت ها ، سرزنش ها و تحقيرهاي والدين مستبد اثرات مخرب و جبران ناپذيري بر روي ساختار شخصيتي كودكان و نوجوانان باقي مي گذارد و احساس بي كفايتي ، ترس و انزوا و گوشه گيري ، ناتواني در برقراري روابط عاطفي و اجتماعي ناسازگاري و پرخاشگري و … مي تواند زاييده چنين رفتارهاي ناسنجيده و نابخردانه والدين باشد
۲- -عوامل شخصیتی: الف- آيزنگ مدعي است كه بين ويژگيهاي شخصيتي چون برون گرايي و رفتار انحرافي رابطه وجود دارد فرد برونگرا ماجراجو و مغرور است ، سريعاً واكنش نشان مي دهد . تمايل به پرخاشگري دارد ، زود از كوره به در مي رود ، احساسات وي در كنترلش نيست . او بدون تأمل و انديشه عمل مي كند همچنین در گذشته برخی از عالمان علوم رفتاری بر این اعتقاد بودند که بین ساختار جسمانی افراد و رفتار های بیرونی آنها ارتباط وجود دارد. مثلا” افرادی که دارای اندامی نیرومند و عضلانی هستند میزان پرخاشگری در آنها بیشتر است. ب- افراد درون گرا نیز از آنجایی که به طور مستقیم قادر به ابراز وجود نیستند ممکن است گاهی اوقات خشم فرو خورده خود را به صورت پرخاشگرانه بروز دهند. افراد برون گرا نیز ممکن است بمنظور خود نمایی و تسلط بر دیگران پرخاشگری نمایند.
۴-ژنتیک و عملکرد سیستم عصبی و هورمونی: پژوهشها نشان داده اند که برخی از اختلالات روانی ریشه در ژنتیک دارند. همچنین کارکرد سیستم عصبی و هورمونی می تواند باعث اختلالات روانی از جمله پرخاشگری گردد، مثلا” افزایش تستسترون در دوران نوجوانی و جوانی باعث پرخاشگری می گردد.
۵ -عوامل اجتماعی: با توجه به فزوني پرخاشگري در جامعه صنعتي و شهري امروزي ، برخي براي توجيه اين پديده وسايل ارتباط جمعي را مسئول مي دانند زيرا فيلم ، مجله ، روزنامه ، كتاب ، تلويزيون ، ويدئو ، ماهواره حاوي تصاوير و و مطالبي است كه در ان اشاره به خشونت ، تهاجم و جنايت بسيار ديده مي شود سیاری از پرخاشگری های اجتماعی ریشه در مسایلی چون فقر، بیکاری، ناکامی در بدست آوردن شغل مورد نظر بعد از اتمام تحصیلات و غیره دارد.
۶-طرز نگرش افراد: افرادی که دارای نگرشهای خود خواهانه و کمال گرایانه هستند نیز وقتی به اهداف خود نمی رسند دچار پرخاشگری و افسردگی می گردند.

پیآمدهای پرخاشگری:

پرخاشگری عملکرد معمول بدن را مختل می کند و سبب فعالیت بیش از اندازه و بیش از ظرفیت بعضی از دستگاههای بدن می شود(مانند قلب یا غدد فوق کلیوی و غیره) خشم های مکرر می تواند بیماری های بسیاری را در بدن ایجاد کند. شامل میگرن،سردرد، دیابت،ضعف اعصاب،فشار ماهیچه ای، درد پشت، اختلال در هضم غذا، اسهال، زخم معده و گاستریت. عصبانیت و ستیزه جویی دایمی باعث بالا رفتن فشار خون و افزایش خطر.اگر پرخاشگری شما باقی مانده باشد، و آن را در کناری پنهان کرده باشید این امر می تواند عواقب جدی مانند ابتلا به افسردگی، حملات قلبی، سکته مغزی و سایر بیماری ها می شود.تاثیرات منفی خشم فقط محدود به بدن و جسم نیست، بلکه روان ما هم آسیب می بیند

درمان پرخاشگری و هیپنوتیزم درمانی:

عوامل مختلف پرخاشگری را تا کنون بررسی کردیم. هر یک عوامل فوق از دیدگاههای خاصی ناشی می شود و در نتیجه هر یک از این دیدگاهها روشهای درمانی خاص خود را دارا می باشند اما هر روش هم دیدگاههای دیگر را در درمان اختلالات بی اثر نمی دانند. دیدگاه علوم پزشکی توارث و عملکرد سیستم عصبی و هورمونی را علت پرخاشگری می داند و متعاقبا در درمان آن نیز کاربرد دارو را در درمان ترجیح می دهد. دیدگاه روانشناسی رفتارگرایی بکارگیری رفتار درمانی در کنترل رفتار موثر می داند. دیدگاه روانشناسی شناختی علت پرخاشگری را طرز نگرش فرد می داند و در درمان به بازسازی شناختی فرد اعتقاد دارد. دیدگاه روانکاوی نیز رفتار نابهنجار را ناشی از عقده های سرکوب شده گذشته فرد می داند و در درمان این اختلالات نیز اعتقاد به برون ریزی این عقده های روانی بوسیله فنون روانکاوی از جمله تداعی آزاد دارد.
هیپنوتیزم درمانی نیز استفاده از قدرت تلقین برای دسترسی به لایه های عمیق تر فكر به منظور گذاردن تأثیر مثبت در الگوهای ذهنی و رفتاری یك فرد است . و تاثیر شگرفی در درمان پرخاشگری دارد

منبع :زهرا اسدی