موقعیت جغرافیایی ترکمن صحرا
موقعیت جغرافیایى ترکمنصحرا
این منطقه در کرانههاى رود گرگان قرار دارد و از اینرو«دشت گرگان»خوانده مىشود.دشت گرگان که بخش اعظم استان گلستان را تشکیل مىدهد، موطن اصلى ایرانیان ترکمن مىباشد.برخى از اینان در بخش شمال استان خراسان زندگى مىکنند. لذا این نواحى(دشت گرگان و شمال غربى استان خراسان)را که شامل دو بخش کوهستانى در شرق و دشتى در غرب است ترکمنصحرا نامیدهاند.از یکسو موقعیت جغرافیایى و از سوى دیگر ویژگیهاى مذهبى، فرهنگى، زبانى و قومى ساکنان این ناحیه، چهرهاى ویژه به آن بخشیده است.بخش کوهستانى ترکمنصحرا که در شرق آن قرار دارد شامل روستاهاى بخش کلاله و روستاهاى گلیداغ و مراوهتپه در استان گلستان و نواحى راز و جرگلان در شمال غربى استان خراسان است.بخش دشتى ترکمنصحرا همان دشت گرگان است که قسمت غربى آن مجاور دریاى مازندران و پایینتر از سطح دریا قرار دارد(21/ص 217).حد شمالى ترکمنصحرا را رود اترک و مرز جمهورى ترکمنستان و حد جنوبى آن خاکریز شاهمرز مىباشد که خاکریزى است که در حاشیه دهات«استرآباد»به موازات رود سیاهآب حفر گردیده و از قدیم مرز مشترک قریههاى فارسنشین و ترکمن است.رابینو معتقد است که این خاکریز در زمان ناصر الدین شاه قاجار حفر گردیده است(26/ص 2).ویژگیهاى قوم ترکمن 1-تقسیمات قبایل و طوایف ترکمن در ایران
درحقیقت ترکمنها را مىتوان یک«گروه قومى»بزرگ بهحساب آورد که شامل قبایل بسیارى است و کل جمعیت آن به بیش از یک میلیون و نیم مىرسد.هر قبیله ترکمن خود به طوایف و زیرطوایف متعددى تقسیم مىشود که تمام آنها جد مشترک دارند (17/ص 57).
گوگلان-که جزء حکومت استرآباد است، محل سکناى ایشان از سرحد گنبد قابوس تا گلیداغ ادامه دارد.گوگلان اصلا به دو شعبه بزرگقاى و دودوغه تقسیم مىشوند. آنها تا حدى نظام پیشین را از دست دادهاند.طایفه گوگلان بیشتر در نواحى کوهستانى گرگان و یک قسمت دراطراف(بخشهاى مرزى)بجنورد(درمنطقه جرگلان)سکونت دارند(6/ص 300).
یموت-در ساحل شرقى و بعضى از جزایر دریاى خزر ساکن هستند و ابتدا به اسم «گرگان یمود»و یموتهاى گرگان شناخته شدهاند(6/ص 292).
برعکس گوگلانها که ساکن نواحى کوهستانى مناطق شرقى هستند یموتها ساکن دشت هستند(10/ص 38).ایل یموت از دو طایفه جعفرباى و آتاباى تشکیل مىشود.
تکه-طایفه تکه بیشتر در جمهورى ترکمنستان اقامت دارد.اما عدهاى از آنها در اطراف گنبد کاووس و در جرگلان بجنورد سکونت دارند.تکهها نیز مانند یموتها گروه گستردهاى هستند و به دو بخش تکههاى خیوه و تکههاى آخال تقسیم مىشوند. تکههاى ساکن ایران از تکههاى آخال هستند(17/ص 62).
2-تاریخچه تحول قوم ترکمن
دشتها و استپهاى منچورى و مغولستان در شمال آسیا، مکان اولیه ترکمنها بهشمار مىرود.شرقشناسان منشاء نژادى ترکمنها را نژاد زرد و زبان آنها را جزء زبانهاى آلتائیک(اورال آلتائى)ذکر کردهاند.در تورات و تواریخ اسلامى آمده است که حضرت نوح(ع)زمین رابه سه قسمت تقسیم کرد و هرکدام را به یکى از فرزندان خود به نامهاى حام، سام و یافث واگذار واگذار نمود که سهم یافث مشرقزمین بود(16/ص 46).
در نتیجه عوامل گوناگون ترکمنهاى ناحیه اسپیجاب(اسپیجاب منطقه حایل بین دو قوم ترکان اوغوز و قارلیق بوده است)بهسوى غرب مهاجرت کردند.مهمترین علت این مهاجرت فشار امپراتوران چین از سوى شرق بوده است.علاوهبر مسأله فوق ظهور اسلام نیز عامل مهمى نیز در تشدید این مهاجرت بوده است.جنگجویان اسلام بعد از پیروزى بر مناطق ترکنشین، عدهاى از این اقوام را بهعنوان غازیان اسلام با خود همراه ساخته که این روند در مهاجرت آنها مؤثر بوده است.به این ترتیب در قرن سوم و چهارم هجرى سیل عظیمى از ترکان از سرزمین باستانى خود(حوزه شرقى سیردریا یا جیحون)جداشده و بهسوى(غرب)نواحى سیحون و جیحون و شمال خراسان بزرگ کشیده شدند(22/ص 17-16).
مهاجرت ترکمنها بهسوى رود اترک و گرگان در قرن نهم هجرى آغاز گردیده است.در آن ایام گوگلان، یمرلى و آلعلى به جلگههاى اطراف کوپتداغ کشیده شدند. اندکى بعد ترکمنهاى ساریق، ارساى و سالر به جلگههاى اطراف قوچان و بجنورد روى آوردند و این کوچ و مهاجرت تا امضاى قرارداد مرزى آخال بین ایران و روسیه در سال 1881 میلادى ادامه داشت(27/ص 7).
بعد از قرارداد آخال بر اثر فشار خونین خیوه و روسها سیل مهاجرت به نواحى رود اترک و گرگان افزایش یافت.نتیجه این امر ایجاد جنگلهاى داخلى بین ساکنان قبلى این نواحى با تازهواردان بود.یموتها به گوگلانها فشار آورده آنها را به سمت کوههاى گلیداغ راندند و از سوى دیگر به علت ایجاد جنگ بین ترکمنها و همسایگان جنوبى آنها یعنى ولایتىها(ساکنان کردکوى و بندر گز و)، به تدریج ترکمنها تا نواحى قرهسو و شمال علىآباد گسترش یافتند(17/ص 21).
هماکنون ترکمنهاى ایران در استان گلستان از شرق دریاى خزر تا ناحیه مراوهتپه و از سمت جنوب شرق تا کوههاى پالیزان سکونت دارند.گروهى از ترکمنها ساکن جرگلان بجنورد هستند که در نتیجه جنگ جهانى اول و انقلاب بلشویکى شوروى به این سمت مهاجرت کردهاند(17/ص 22-20).
3-جمعیت ترکمنها
تعیین تعداد جمعیت ترکمنهاى ایران در دورههاى گوناگون تاریخى بسیار دشوار است زیرا اطلاعاتى که در اینباره وجود دارد بسیار متناقض است(24/ص 15).
طبق اطلاعاتى که استاندارى گلستان در اختیار گذاشته است حدود 33 تا 36 درصد جمعیت استان گلستان را ترکمنها به خود اختصاص دادهاند.بر طبق آخرین سرشمارى رسمى کشور در سال 1375 جمعیت استان گلستان حدود 1426288 نفر بوده است که با حساب 33 تا 36 درصد جمعیت استان، جمعیت ترکمنها باید حدود 470675 الى 513463 نفر باشد.
در بعضى منابع خارجى جمعیت ترکمنهاى ایران 1000000 نفر ذکر گردیده است. (5-1.p/31) .بههرحال امکان تخمین صحیح جمعیت ترکمن و یا سایر اقوام ایرانى به دلایل مختلف از جمله امنیتى-سیاسى-نظامى وجود ندارد.این آمارها بهصورت تخمینى و خام است.
4-زبان ترکمن
ترکمنها زبان خود را«ترکمن دیل»یا شاخه«جنوب غربى»زبان ترکى شناخته و قرابت زبانشناختى آنرا با ترکى آذربایجان و ترکیه بیش از قرابت آن با زبان ترکى سایر ملتهاى آسیاى مرکزى مانند قرقیز، ازبک و قزاق دانستهاند.زبان ترکمنى مانند زبان آذربایجان و ترکیه بهطور گستردهاى با زبانهاى عربى، فارسى و روسى آمیخته شده است(21/ص 222).
زبان ترکمنى جزء شاخههاى زبان ترکمنى در گروه زبانهاى اورال-آلتائیک قرار دارد.زبانهاى اورال-آلتاییک زبان ساکنان ترکستان چین مىباشد که یکى از شاخههاى آن زبان ارغوزى مىباشد که ریشه زبان ترکمنى امروزى از آن است(6/ص 354-353).
5-ساختار اجتماعى و قبیلهاى ترکمنها
در سازمان اجتماعى ترکمنها قشربندیهاى اجتماعى شناختهشده در جوامع دیگر مشاهده نشده است.همه ترکمنها حتى آنانکه از طریق هممکانى جذب جامعه آنان شوند بهعنوان یک کل از فرزندان اغوزخان محسوب مىشوند.از نظر اجتماعى در گذشته همه در یک رده قرار مىگرفتند، یکدیگر را برادر مىخواندند، بهطور یکسان از امکانات اقتصادى مانند مرتع و آب استفاده مىکردند(21/ص 226).
گروههاى مختلف ترکمن در مکانى به نام«ابه»زندگى مىکردند.هر ابه به مثابه یک آبادى شامل 25 تا 100 خانواده خویشاوند بود.خانوادههاى غیرخویشاوند که به آنها«گونگشى»گفته مىشد نیز در ابه زندگى مىکردند.«ابه»داراى سرزمینى بود که از آن براى چراگاه، کوچ و آبدادن استفاده مىشد.طایفه در حقیقت از اتحاد چند ابه بهوجود مىآمد.اتحاد چند طایفه یک قبیله را شکل مىداد و ایل از اتحاد چند قبیله ایجاد مىشد.پدر نقش اصلى را در خانواده ترکمن به عهده داشت و هنوز دارد.این نقش در گروههاى بزرگ ترکمن یعنى ابه، طایفه، قبیله و ایل وجود داشت.این سازمان در دهه 1320-1310 به تدریج در میان ترکمنها از میان رفت(17/ص 193).
6-ساختار سیاسى ترکمنها
ترکمنها هیچگاه(بجز دوره کوتاه اواخر دهه 1850 م تا اوایل دهه 1880)تشکیلات و قدرت سیاسى متمرکز و سازمانیافتهاى به معناى جدید کلمه نداشتند، زیرا از لحاظ سیاسى فاقد پیوستگى بوده و بسیار پراکنده بودند؛ولى این به آن معنا نیست که آنها هیچگونه سازماندهى سیاسى نداشتهاند(21/ص 227).
ساختار سیاسى ترکمنها را مىتوان با توجه به گروهبندىهاى مکانى(سکونتى) توضیح داد.نقش اولیه را در این ارتباط اوباها برعهده داشتند.معمولا ریاست اوباها برعهده افرادى به نام«یاشاولى»(بزرگسالان)یا«آقاساق»(ریش سفید)قرار داشت. این افراد همانطورى که از نامشان پیداست افرادى مسن هستند که در طول زندگیشان بهنحوى درایت و فراست خود را در کارها نشان دادهاند.در واحدهاى مکانى بزرگتر (یورت)یاشاولىهاى ابههاى یک یورت جمع شده و تصمیم لازم را اتخاذ مىکردند. این گردهمایىها مىتوانست در صورت لزوم در دوره بعدى نیز ادامه یابد و به اتحاد کل ترکمنها منجر شود.نقش یاشاولىها نهتنها در مسائل بین طایفهاى بکله در مسائل داخلى نیز مشهود است.مثلا در اختلافات درونطایفهاى مىتوانستند نقش عمده را بازى کنند(20/ص 48).
سازمان سیاسى ترکمنها داراى ساختار چندبخشى است.این نوع سازمان را هرجومرج منظم نیز نامیدهاند.در این سازمان، نهادهاى تخصصى چون قدرت متمرکز، ماشین ادارى و قضایى وجود ندارد و وابسته به گروههاى مکانى است.در هر گروه مکانى یعنى«ابه»یک ریشسفید وجود داشت که به او«یاشول»گفته مىشد.«یاشول» قدرت نداشت بلکه میانجى یا پاسخگوى اعضاى ابه خود بود.«یاشول»در جلسات مذاکرهاى شرکت مىکرد.یاشولها در حقیقت نمایندگان بدون قدرت و پاسخگوى ابهها بودند(17/ص 184).
حفظ وحدت و یکپارچگى سیاسى در گروهها در درجه اول با اجراى قانون نانوشتهاى با نام«توره»و در درجه دوم بهوسیله شورایى متشکل از ریشسفیدان حاصل مىگردید.«توره مجموعه اعتقادات، ارزشها و عاداتى بود که هنجارها و رفتارهاى اجتماعى و سیاسى مردم به کمک آنها شکل مىگرفت.ارزشهایى از قبیل عدالت، مهربانى و یاورى سه اصل مهم قانون«توره»بود(21/ص 229).
سلسلهمراتب قدرت سیاسى اجتماعى ترکمنها در گذشته عبارت بود از«خان» که در رأس ایل قرار داشت(امروز در بین ترکمنها خان جایى ندارد).سپس کدخدایان بودند که با رأى مردم و شوراى«یاشولى»ها(ریشسفیدان)برگزیده مى شوند.اصولا حلوفصل مسائل اجتماعى، سیاسى و اقتصادى ترکمنها را شورایى از یاشولىها عهدهدار است.در این جامعه نقش روحانیان را نباید از نظر دور داشت.آنها(روحانیان) در تمامى امور و احوالات شخصى و اجتماعى مردم دخالت دارند.سلسلهمراتب قدرت در ترکمنها بر ریاست موروثى استوار نیست و سرپرستان هر رده از نظام سنتى اجتماعى بهوسیله شوراى یاشولىها و مردم انتخاب مىشوند و درواقع لازم بهوسیله مردم عزل مىشوند(26/ص 349).
رفتار سیاسى ترکمنها در دورههاى مختلف تاریخى 1-از گذشته تا استقرار مرزهاى شوروى در سال 1881 میلادى
اغوز نامى است که تازیان به ترکان(اغز)اطلاق کردهاند.ظاهرا اقوام بزرگى که در قرن ششم میلادى همه قبایل ساکن چین تا بحر اسود را بهصورت امپراتورى واحدى از صحرانشینان درآوردند بدین نام خوانده مىشدند.
گروهى از آنان در سده پنجم پس از میلاد به سوى غرب رانده شدند و در شرق و جنوب شرقى دریاچه آرال مسکن گزیدند.
در زمان حاکمیت اعراب بر ایران(خلافت بنى عباس)که آرزویى جزگسترش سلطه خود بر تمامى ماوراء النهر نداشتند و از آنان مالیات و خراج فراوان مىگرفتند شورش ترکمنها و جنگ با اعراب سبب شد که بسیارى از ترکمنها در این درگیرى کشته شدند.
در ایام سلطنت سلطان محمود غزنوى، ترکمانان غز در بیابانهاى بخارا زندگى مىکردند و در حوالى مرزهاى خراسان نیز به دامدارى مشغول بودند.سلطان محمود مانع از ورود آنها به مرزهاى ایران شد و در عوض با دادن چراگاههاى خراسان به این قوم سالیانه خراج و مقدارى زیادى گوسفند مىطلبید.مرگ محمود و روى کار آمدن مسعود و ناآرامىهاى داخل مملکت غزنوىها به ترکمنها این فرصت را داد که بهتدریج به داخل ایران نفوذ کنند و از بىنظمى و ضعف حکومت غزنوى استفاده کرده، طى جنگهاى شدید مسعود را شکست داده خود حکومت سلجوقى را در ایران برپا کنند.
علت جنگ ترکمنها با دستگاه غزنوى را باید در مظالمى که دولتمردان غزنوى بر این مردم روا مىداشتند جستوجو کرد.آنها هر ساله 24000 گوسفند بهعنوان مالیات از ترکمنها مىگرفتند و بهعلاوه رهبران آنها را نیز در گروگان داشتند.
ترکمنها در به قدرت رسیدن سلجوقیان نقش مهمى را بازى کردند آنان در تمامى جنگهاى سلجوقیان در آذربایجان، رى، آسیاى صغیر و سوریه شرکت داشتند. طوایف مختلف ترکمنها تا اسپانیا پیش رفتند.این مهاجرتها در پراکندهشدن ترکمنها تأثیر داشت.
هجوم مغول موجب تسخیر ماوراء النهر و خراسان شد.ترکمنها بعد از جنگهاى زیاد با مغولان متوارى شدند.عدهاى هم تابعیت مغولها را پذیرفتند.تحمل خراج زیاد بر ترکمنها موجب قیام و شورش آنها علیه مغولان شد.این درگیرى موجب کشته شدن عده زیادى از ترکمنها و همچنین مهاجرت آنها شد.
ترکمنها در قرن هشتم هجرى تحت تسلط تیمور درآمدند.بعد از مرگ تیمور، ترکمنها از جنگ خانها استفاده کرده شورش برپا کردند.و بعدها ریشسفیدان ترکمنها نزد شاهرخ تیمورى آمده و از روى اختیار سرزمین خود را بهدست آوردند.
پدید آمدن دولت ترکمانان در غرب ایران تأثیر بسزایى در فروپاشى دولت تیمورى داشت.درگیرى امراى ایلخانى با استفاده از خلاء قدرت سیاسى به تکاپوهاى فراوانى براى تشکیل دولتهاى محلى دست زدند.آنان همزمان با فرمانروایى تیمور توانستند در شمال غربى ایران و بین النهرین قدرت یابند.اینانکه به قراقویونلو و آققویونلو معروفاند بهعنوان نیرومندترین گروههاى ترکمان در باختر و شمال باخترى ایران ظهور یافتند.
ترکهاى قراقویونلو از لحاظ مذهبى در تاریخ ایران اهمیت دارند.آنان شیعه بودند و قدرت آنها به گسترش فعالیتهاى شیعیان یارى رساند.همچنین برآمدن قراقویونلوها سبب انحطاط حکومت تیموریان در عراق ایران شد.
در دوران صفویه و در نواحى جنوب اترک شاهان صفوى از ترکمنها باج مىگرفتند و خان خیوه نیز از ترکمنهاى شمال اترک باج مىگرفت.ترکمنها در موقعیت بسیار بدى قرار گرفته بودند، زیرا علاوهبر خراج سنگینى که مىپرداختند، از نظر سیاسى نیز رهبران ترکمن بعد از ازبکها در مقام دوم قرار داشتند.ظلم شاهان صفوى علیه ترکمنها موجب قیامهاى زیاد ترکمنها در این دوران شد.در زمان حکومت افشاریه، نادرشاه براى تهیه مخارج لشکرکشى به هند، از طوایف مختلف ایران خراجهاى سنگین مىگرفت و از ترکمنها علاوهبر خراج، سوارکار جنگى نیز مىگرفت.درمقابل این رفتار، شورشهاى متعددى علیه حکومت نادر شکل گرفت. طى جنگهایى که ترکمنها با نادر داشتند جنبشهایى در ترکمنصحرا شکل گرفت که از جمله جنبش یموتهاى گرگان و اترک بود که با دشمنان نادر یعنى سران قاجار و مازندرانىها متحد گردیدند.نادر توانست این اتحادیه سهگانه را شکست دهد.
در عهد زندیه ترکمنها در جنبش محمد خان قاجار شرکت داشته و در به قدرت رسیدن آغا محمد خان کمک زیادى کردند.آنها در اوایل سلطنت او نقش عمدهاى در امور حکومتى داشتند.در ادوار بعدى حکام محلى رابطه بین ترکمنها و حکومت مرکزى را بههم زدند و از آنها مالیات زیاد طلب کردند که این عمل موجب شورش ترکمنها و ناامنى شده که تا انقراض قاجار ادامه داشت(10/ص 167).
در اواخر دوران قاجار، ترکمنها از دو سو مورد فشار قرار داشتند.دولت ایران و دولت تزارى روس هر یک سعى در جلب این قوم به سمت خویش و مسلح کردن آنها علیه دولت مقابل داشتند.روسها در سال 1290 هجرى قمرى جهت سرکوبى ترکمنها و تأمین امنیت راههاى تجارى، قوایى به فرماندهى«کافمان»به مسکن ایل یموت اعزام کردند.8 سال بعد قواى روسیه به فرماندهى اسکوبلف در سال 1298 هجرى قمرى با شکست دادن ترکمنها خود را به ناحیه گوگتپه رساند.از آن تاریخ به بعد مساکن ترکمنها و بقیه نواحى شمال خراسان از دریاى خزر تا رود تجن بهعنوان ایالت ماوراى بحر خزر جزء امپراتورى روسیه گردید و بین ایران و روسیه قرار داد آخال در سال 1881 میلادى منعقد شد.
2-از سال 1881 تا 1979(سال پیروزى انقلاب اسلامى
شکست ترکمنها از یکطرف تا اندازهاى دولت ایران را از حملات ترکمنهاى مهاجم نجات داد و از سوى دیگر بستن قرارداد آخال و کشیدن خط مرزى به بهاى گرانى براى ایران تمام شد.مرز موجب جدایى ترکمنها در دو سوى آن گشت که کنترل آنها بهخصوص براى دولت ایران خیلى مشکل بود و ترکمنها هر موقع مىخواستند از مرز عبور مىکردند.
بعد از امضاى این معاهده ترکمنها حالت مردمى را یافتند که به دولت مالیات مىدادند و دو خانه داشتند.دولت روسیه آنها را دایما زیر فشار قرار مىداد که مالیات بدهند و آنها به ایران کوچ مىکردند.در این کوچ ترکمنها در ایران هم آزاد نبودند و مورد آزار قرار مىگرفتند.
در جریان انقلاب مشروطه در ترکمنصحرا وضع نگرنکنندهاى پیش آمده بود. عمال شاه مخلوع(محمد على شاه)در استرآباد و دشت، ترکمنها را براى بازگرداندن تخت و تاج وادار به شورش علیه حکومت انقلابى مىکردند.
پنج هزار سوار ترکمن توانستند مراکز انقلابى و روستاها را به آتش بکشند. خانها از تلاش محمد على شاه براى تصاحب تاج و تخت حمایت مىکردند و توانستند استرآباد را تصاحب کنند.ولى بالاخره افراد مسلح ترکمن شکست خوردند و محمد على شاه بعد از شکست به روسیه گریخت.
اقدام حکومت در به اطاعت درآوردن ترکمنهاى یموت و گوگلان شدت یافت.دستههاى بزرگ از سربازان براى خلعسلاح و جمعآورى مالیات بهسوى دشت ترکمن روانه شدند.ترکمنها هم سر به شورش برداشتند و خواستار اتحاد عمومى شدند و براى آشتى عمومى بین همه قبایل جلسه مشاورهاى تشکیل دادند و تصمیم گرفتند به هرگونه نفاق بین ترکمنها پایان داده و در امور داخلى استقلال بهدست آورند(5/ص 651).
عثمان آخوند یکى از رهبران ترکمنها از ضعف حکومت مرکزى استفاده کرده و با توجه به نفوذ مذهبى و اقتصادیى که در میان ترکمنها داشت توانست براى مدتى خود را حاکم و سلطان ترکستان بنامد.براى این منظور شورایى تشکیل شد که شش نفر عضو داشت.در جلسات مشاوره تصمیم گرفته شد که بهزودى کنگره نمایندگان در همه طایفهها و قبیلهها به رهبرى عثمان آخوند تشکیل شود و در آنجا مسأله مرزهاى جمهورى ترکمن مورد بررسى قرار گیرد.
حکومت ایران که از وحدت قبایل ترکمن نگران شده بود تلاش مىکرد تا وحدت بین قبایل را بههم بزند.براى این کار به عثمان آخوند پیشنهاد شد که در صورت برهمزدن این اتحاد مبلغ زیادى دریافت خواهد کرد.اما این کار به نتیجه نرسید.بعد از این مذاکرات، حکومت مرکزى نیروهاى تقویتى را براى شکست ترکمنها اعزام کرد که با مقاومت ترکمنها روبهرو گردید.سرانجام جنبش ترکمن بهدلیل کمبود مهمات، محاصره اقتصادى ترکمنصحرا، تطمیع برخى سران ترکمن از سوى حکومت و کشتار آنها شکست خورد.
پس از تغییر دولت قاجار به پهلوى در سال 1304 هجرى شمسى رضاشاه تلاشهاى فراوانى به منظور خلعسلاخ و مطیع ساختن عشایر در مناطق مختلف ایران بهعمل آورد.او براى تحقق اهداف و برنامههاى خود در ترکمنصحرا نیروهاى نظامى را به نواحى مرکزى ترکمننشین اعزام کرد که وظیفه عمده آنها کمک به مأموران حکومت در جمعآورى اطلاعات، مالیات، خلعسلاح عشایر ترکمن و تحکیم قدرت پهلوى در دشت گرگان بود.اگرچه مقاومت اندکى از طرف برخى ترکمنها براى ایستادگى در مقابل نیروهاى نظامى رضاشاه با سیاست تختقاپو کردن ترکمنها آنها را یکجانشین نموده و توانست بسیارى از آنها را که بهطور عمده مسلح بودند و از حکومت مرکزى تبعیت نمىکردند سرکوب نموده، وادار به اطاعت از حکومت مرکزى نماید(21/ص 221).
با آغاز جنگ جهانى دوم و بهدنبال آن سقوط رضاشاه ترکمنها نیز فرصت را براى بازگشتن به زندگى کوچنشینى مغتنم شمردند و به زندگى قبلى خودبازگشتند.
84
این رجعت چندان دوام نیافت و دامنه گستردهاى نداشت و بلافاصله بعد از پایان جنگ عقبنشینى ارتش شوروى، حکومت ایران بر این نواحى مسلط شد.پس از جنگ جهانى دوم دولت در برنامه اسکان خود به تشویق مردم از طریق سیاستهاى اقتصادى و فرهنگى پرداخت.از سوى دیگر رشد اقتصادى در ایران پس از جنگ جهانى دوم نیز فرصتى مناسب براى گسترش آموزش و ایجاد فرصتهاى شغلى فراهم آورد، ازاینرو بستر تحقق اهداف حکومت پهلوى در آن منطقه بیشتر فراهم شد(21/ص 217).
3-از سال 1979 تا 1991(فروپاشى نظام دوقطبى و تأسیس دولت مستقل ترکمنستان
در اوایل پیروزى انقلاب اسلامى تشدید برخوردهاى اجتماعى و قومى بهوسیله عوامل متنفذ به همراه شیطنت و مداخله گروههاى چپ مارکسیستى معارض با نظام جمهورى اسلامى ایران و اقدامات تحریکآمیز شوروى سابق در منطقه گرگان و گنبد شرایط بحرانى مانند آتش زیر خاکستر را فراهم آورد و حکومت جدید ایران را که هنوز پایههاى آن از ثبات و انسجام برخوردار نشده بود، در سال 1358 درگیر منازعه در گنبد ساخت.اما بلافاصله با دخالت دولت و نیروهاى انقلاب، آرامش نسبى درمنطقه دوباره حکمفرما شد.در سال 1359 هیأتهاى هفتنفره واگذارى زمین تشکیل و مأمور تقسیم اراضى و حل اختلافات مربوط به مالکیت و تقسیم زمینها در منطقه گردید.اطلاعات مربوط به سالهاى 1359 نشان مىدهد که 8887 هکتار زمین در دشت گرگان از طریق این هیأت به روستاییان اعم از ترکمن و غیره واگذار شد(21/ص 226).
ترکمنها در جریان جنگ تحمیلى همانند دیگر اقوام ایرانى نقش مهمى در دفاع از این مرزوبوم داشته و بسیارى از جوانان ترکمن در اینراه به شهادت رسیدند که خود نشاندهنده علاقه ترکمنها به سرزمین ایران و حراست و نگهدارى از مرزهاى آن مىباشد.
4-فروپاشى شوروى تاکنون
ترکمنها تا قبل از قرارداد آخال در سال 1881 بهصورت قبایل پراکندهاى در منطقه صحراى ترکمن و صحراى قرهقوم زندگى مىکردند و از سه ایل بزرگ یعنى تکه، یموت و گوگلان تشکیل مىشدند.هرچند آنها اختلافات قومى و قبیلهاى بین همدیگر داشتند اما در مجموع اتحاد و اتفاق آنها با همدیگر و تحمل یکدیگر براى زندگى در این مناطق، خیلى بیشتر از اقوام و ملیتهاى غیرترکمن اطراف بود.قرارداد آخال عملا بین آنها جدایى انداخت و به دو قسمت ترکمننشین داخل روسیه و داخل ایران تقسیم شدند.فروپاشى شوروى و استقلال ترکمنستان در سال 1371 ه.ش این فرصت را براى اتحاد دوباره قبایل ترکمن بهوجود آورد.روابط جسنه جمهورى اسلامى با کشور ترکمنستان موجب شد تا در سال 1373 ه.ش طبق قراردادهاى مرزى بین دوطرف اتباع دو کشور بتوانند تا 45 کیلومترى داخل مرزهاى همدیگر رفتوآمد کنند.در اویل کار استقبال زیادى از جانب ترکمنهاى ایران براى بازدید از کشور ترکمنستان انجام شد، لیکن بعدا این روند سیر نزولى پیدا کرد.
طبق تحقیقات انجامشده دلیل اصلى این علاقه را ترکمنها در دو چیز مىدانستهاند: 1-دید و بازدید از اقوام و بستگان خود که چندین سال زیر حاکمیت کمونیستها قرار داشتند.
2-مسائل اقتصادى ازجلمه تجارت و بازرگانى با ترکمنهاى آنسوى مرز.
تعداد کل ورودى و خروجى در گمرک مرزى اینچهبرون از 34578 نفر در سال 1375 به 135935 نفر در سال 1379 رسید(واحد آمارى گمرک اینچهبرون، 1380) جالب آنکه تعداد خروجىها از کشور ایران در طى سالهاى 75، 76، 77، 78، 79، همیشه بیشتر از تعداد ورودىها مىباشد، که تعدادى از این افراد بهعلت مسائل سیاسى و اجتماعى از کشور خارج شده و از طریق کشور ترکمنستان که با اکثر کشورهاى جهان رابطه دوستانه دارد به کشورهاى موردنظر مهاجرت کردهاند.
همسایگى کشور ترکمنستان با منطقه ترکمننشین ایران بهدلیل اینکه دنباله قومى ترکمنهاى ایران مىباشد مىتواند موجب بروز مشکلاتى براى ایران باشد به دلایل زیر: 1-گرایش برونمرزى ترکمنهاى ایران بهعلت وجود اشتراک مذهبى، نژادى، زبانى.
2-وجود مرز مشترک طولانى حدود 1700 کیلومترى که مجافظت از آن مشکل است.
3-ارتباط و مراوده رئیسجمهور ترکمنستان صفر مرادنیازف با اکثر نخبگان و رهبران مذهبى ترکمنهاى ایران و دعوت از آنها در مراسم ملى، مذهبى، علمى و فرهنگى.
-پوشش کامل شبکهاى رادیویى و تلویزیونى ترکمنستان در مناطق ترکمننشین ایران و جلب ترکمنها بهدلیل زبان مشترک ترکمن.
5-رابطه مناسب ترکیه با ترکمنستان و همچنین با آذربایجان که مىتواند یک اتحاد سهگانه ترک را در مرزهاى شمال ایجاد کند.
6-حضور اسرائیل و آمریکا در خاک ترکمنستان و تهدید امنیت کشور.
7-نفوذ ترکیه بهعلت اشتراکات زبانى و مذهبى و نیز گسترش ایده پانترکیسم و پانتورانیسم در کشور ترکمنستان.
از سویى در راىگیرى استان گلستان در انتخابات ریاست جمهورى سال 1380 آمار مربوط به مناطق ترکمننشین بسیار جالب توجه است.شهر بندر ترکمن با 8/94 درصد، آققلا با 92 درصد، کلاله با 4/88 درصد و گنبد با 1/84 درصد به آقاى خاتمى رأى دادند(اداره کل انتخابات وزارت کشور).آمار بالاى رأىدهندگان در منطقه مؤید این موضوع است که ترکمنها نهتنها خود را ایرانى مىدانند بلکه نسبتبه سرنوشت کشور خود حساس هستند.آنها را رأى دادن به آقاى خاتمى خواهان شایستهسالارى، عدالت اجتماعى، عدم تبعیض بین اقوام که جزء شعارهاى تبلیغاتى آقاى خاتمى بوده است، مىباشند.آمار انتخابات در سه شهرستان کردکوى و گنبد و مینودشت گویاى این موضوع است که ترکمنها خواستار وحدت ملى و یکپارچگى کشور هستند.
یافتههاى آمارى و میدانى
در تکمیل پرسشنامهها که در بین دو گروه مسؤولان دولتى و نیز شوراها و نخبگان ترکمن به انجام رسید، حدود 36 نفر از مسؤولان و 36 نفر از گروه شوراها و نخبگان به سؤالات پاسخ دادهاند.بعضى از این سؤالات بین دو گروه مشترک بوده که مورد بررسى قرار گرفته است.
تجزیه و تحلیل پاسخها توانسته است تحقیق را در نتیجهگیرى و ارائه راهحلهاى موردنظر رهنمون شود.براى مثال چند نمونه از سؤالات مطرحشده به همراه جداول تهیه شده در ذیل آورده مىشود:
از پاسخدهندگان به این سؤال 1/86 درصد مسؤولان و 4/94 درصد اعضاى شورا و نخبگان پاسخشان مثبت بوده است.
4/44 درصد از مسؤولان و 8/27 درصد از شوراها و نخبگان پاسخشان مثبت بوده است. از مسؤولان 3/47 درصد و از شوراها و نخبگان 1/61 درصد پاسخ منفى دادهاند.
پاسخ 7/91 درصد از هر دو گروه به این سؤال مثبت بوده است.
پاسخ 8/77 درصد از مسؤولان و 8/77 درصد از نخبگان و اعضاى شوراها مثبت بوده است.
از مسؤولان 8/92 درصد و از شوراها و نخبگان 100 درصد به این سؤال پاسخ مثبت دادهاند.
75 درصد مسؤولان و 6/55 درصد از نخبگان و اعضاى شوراى شهر پاسخشان«زیاد است»مىباشد.
تجزیه و تحلیل
فرضیه 1-با مطالعه تاریخ سیاسى قوم ترکمن این نکته روشن مىشود که هر زمان دولتهاى مرکزى یا حکومتهاى محلى آنها ار تحت فشار مىگذاشتند، یک اتحاد قبیلهاى بینطایفههاى مختلف شکل مىگرفت و فدراسیونهایى ایجاد مىشد که دوشادوش هم با دشمن مشتر نبرد مىکردند.اختلافها جاى خود را به ائتلافها و اتحادیهها مىداد و چهبسا که حکومتهایى را ساقط کرده و دولت جدیدى ایجاد مىکردند.
دشمنىهاى درونقومى و قبیلهاى در بین ترکمنها زیاد بوده است، تا جایىکه حتى رهبران مذهبى خون افراد اقوام مختلف را مباح مىدانستند، لیکن زمانىکه وجود دشمن مشترک احساس مىشد اختلافات خودبهخود کنار گذاشته مىشد و اتحاد قبیلهاى جایگزین آن مىشد.
در تاریخ مبارزات ترکمن مىبینیم که این اقوام بهطور عمده براى جنگیدن با حکومتهاى مرکزى دست دوستى و اتحاد بهسوى اقوامى که با آن اشتراکاتى دارند مثل ترکها دراز کردهاند.این امر در جریان شورش در سال 1342 هجرى قمرى به رهبرى عثمان آخوند در اواخر دوره قاجار اتفاق افتاده است که از افسران ترکیه براى تعلیم سربازان خود استفاده کردهاند.
قوم ترکمن هرگاه از سوى اقوام یا حکومتهاى دیگر مورد تهدید قرار مىگرفتند اتحاد قبیله را شکل داده و همگرایى قومى و قبیلهاى را پدید مىآوردند.در دورههاى مختلف تاریخى این موضوع به کرات ثابت شده است و همه طوایف بزرگ ترکمن از یموت، گوگلان و تکه که در کشورهاى ایران، ترکمنستان امروزى، افغانستان، ازبکستان و مناطق آسیاى مرکزى زندگى مىکردند، یک اتحادیه بزرگ ایلى و قبیلهاى بهوجود مىآوردند تا علیه دشمن مشترک قیام و شورش کنند.
همچنین زمانىکه از سوى حکومتهاى مختلف تحت فشار مالیاتى سنگین قرار مىگرفتند و براى پرداخت مالیات دچار مشکل مىشدند نیز اتحاد قبیلهاى شکل مىگرفت.در این هنگام بود که نقش روحانیان و نخبگان در این اتحادیهها بسیار محرز و آشکار مىشد و ترکمنها را به وحدت و یکدلى و کنار گذاشتن جنگهاى قومى و قبیلهاى و متحدشدن بر ضد دشمن خارجى تشویق مىکردند.در اشعار شعراى بزرگى چون مختومقلى فراغى، دولت محمد آزادى، مسکین قلیچ و ملا نفس و نمونههاى بسیارى در این زمینه وجود دارد.در این بین روحانیان مذهبى نیز بىکار نمىنشستند و اقوام ترکمن را به وحدت و یکپارچگى دعوت مىکردند.اصولا این امر بهدلیل نفوذ زیاد این قشر بر جامعه ترکمن بهدلیل تعصب و پایبندى شدید ترکمنها به مسائل مذهبى و دینى، نتیجهاى زودهنگام دربر داشت و اتحادها بهسرعت شکل مىگرفت و مردم علیه دشمن به جهاد فرا خوانده مىشدند و در این زمان بود که تسلط بر این اقوام از سوى دولتهاى مختلف بسیار مشکل مىنمود.
هنگامىکه ترکمنها از سوى دشمن خارجى مورد تهدید قرار نمىگرفتند جنگهاى قومى و قبیلهاى و تصفیهحسابهاى قومى از سر گرفته مىشد.بیشتر این جنگها معمولا بر سر مرتع، آب، سرقت و قتل و غارت بود که معمولا اگر طایفهاى از سوى طایفه دیگر یا قوم دیگر مورد غارت قرار مىگرفت و چیزى از آنها به سرقت مىرفت یا فردى از آنها کشته مىشد، افراد آن قبیله یا طایفه براى گرفتن انتقام خون فرد یا افراد با طایفه مورد نظر مىجنگیدند که معمولا با میانجیگرى یا وساطت افراد ذىنفوذ طوایف دیگر به صلح مىانجامید.
با توجه به مطالب بالا، فرضیه شماره یک تحقیق درباره اتحاد درونقومى و قبیله در هنگام تهدیدات خارجى و جنگهاى قبیلهاى و تصفیهحسابهاى قومى در هنگام عدم تهدید خارجى ، مورد تأیید قرار مىگیرد.
فرضیه 2-با مطالعه تاریخ سیاسى قوم ترکمن متوجه مىشویم که رفتار سیاسى قوم ترکمن در برخورد با حکومتهاى مختلف مرکزى متفاوت بوده است.بهاینصورت که هرگاه این قوم از سوى حکومتها یا اقوام دیگر مورد تهدید و یا تحت فشارهاى مالیاتى قرار داشته است و یا از سوى کشورهاى دیگر قول مساعدت دریافت مىکرده است، مترصد فرصتى بوده که سر به شورش و طغیان بزند.چهبسا که در این هنگام موجبات سقوط و زوال حکومتها را نیز فراهم آوردهاند.این مراحل بیشتر در زمان گذار تاریخى اتفاق مىافتاده که معمولاحکومتهاى مرکزى قدرت چندانى براى کنترل آنها نداشتهاند.در این زمان شیطنتهاى حکومتهاى دیگر چه حکا و خانات خیوه و بخارا و یا چه دولتهاى روسیه و انگلیس و عثمانى مزیدبرعلت مىشد و همه اینها زمینهشورش و آشوب ترکمنها را بهویژه در دورههاى گسل تاریخى فراهم کرده است.
قوم ترکمن همانطورىکه در فروپاشى و زوال حکومتهاى مختلف دخالت داشته در روى کار آمدن حکومتهاى جدید نیز مؤثر بوده است.حکومت سلجوقیان که البته آنها نیز از ترکمنها هستند به کمک مستقیم ترکمنهاى ایران که از سوى حکومت غزنویان تحت فشار مالیاتى، تعرضات و ظلم و ستم قرار داشتند روى کار آمد.همچنین حکومت قاجار نیز گروهى از ترکهاى ترکمننشین ایران بودند که در زمان صفویه به این نقطه انتقال داده شدند ولى بهدلیل قرابت زبانى و نژادى مورد حمایت ترکمنها قرار گرفتند و آغا محمد خان قاجار با کمک سربازان ترکمن توانست خان زند را شکست دهد و حکومت قاجار را تأسیسى کند.
مسأله دیگرى که مطرح است وجود کشور ترکمنستان با اکثریت ترکمن در شمال منطقه ترکمننشین ایران است که با آنها داراى اشتراکات نژادى، زبانى، فرهنگى و دینى مىباشد.عوامل فوق موجب قرابت و نزدیکى این دو گروه ترکمن مىشود. چنانچه این مسأله توأم با ارتباط غیرعادى باشد مىتواند موجب شکلگیرى احساس قبیلهگرایى و پانترکمنیسم گردد که اگر از سوى کشور ترکمنستان حمایت شود، بهطور مسلم مشکلات زیادى بههمراه خواهد داشت.اما در سالهاى اخیر و بهخصوص پس از پیروزى انقلاب اسلامى رفتار سیاسى ترکمنها و نگرش آنها به مسائل سیاسى کشور در جهت همگرایى و واگرایى تغییر یافته است.در این رابطه با توجه به تحقیقات میدانى و تکمیل پرسشنامه و مصاحبه و گفتوگو با افراد آگاه محلى و بومى ترکمن و غیرترکمن ساکن درمنطقه این نتیجه حاصل آمده است که ترکمنها هم مانند سایر اقوام ایرانى به سرنوشت کشور خود حساس هستند و نسبتبه آن احساس مسؤولیت مىکنند و براى تقویت همگرایى بیشتر خواهان اجراى عدالت اجتماعى بین اقوام و مشارکت سیاسى و اجتماعى و اقتصادى و استفاده از نخبگان آنها در سمتهاى بالاى مدیریتى و کلان کشور مىباشند.البته این حق مسلم هر ایرانى است که برحسب لیاقت و شایستگى خود، به مقامات بالاى کشورى برسد.
نظرسنجىها نشان مىدهد که عدم رعایت عدالت اجتماعى و دخالت ندادن روحانیان مذهبى ترکمن در مسائل سیاسى و استفاده نکردن از نیروهاى نخبه ترکمن در احراز سمتهاى کلیدى از مهمترین عواملى هستند که در تضعیف همبستگى ملى تأثیر دارند و نتایج یافتههاى تحقیق فرضیه شماره 2 را مورد تأیید قرار مىدهد.
فرضیه شماره 3-قوم ترکمن از نظر جغرافیاى در منطقه صحرایى و تقریبا خشک زندگى مىکنند و تعداد بسیارى از آنان در داخل کشور ترکمنستان ساکن هستند که چندین سال است از زیر سلطه دولت شوروى خارج گشته و بهعنوان یک کشور مستقل درآمده است.استقلال ترکمنستان و ایجاد یک کشور مستقل ترکمننشین موجب شده است بسیارى از افراد ترکمن و غیرترکمن به این فکر بیفتند که احتمالا اقوام ترکمن ایرانى نیز خواهان پیوستن به کشور جدیدالتأسیس ترکمننشین مىباشند. ازسوىدیگر تبلیغات دولت ترکمنستان در مورد انتقال افراد ترکمن به داخل این جمهورى و تأسیس اتحادیه بینالمللى ترکمن در عشقآباد این فکر را تقویت مىکرد.بازگشایى مرزهى شمال و تردد اقوام مرزنشین دو کشور تا عمق 45 کیلومترى خاک کشورهاى ایران و ترکمنستان موجب شد بسیارى از این افراد بهراحتى بتوانند از کشورهاى همدیگر بازدید بهعمل آورند.مطمئنا شور و شوق دیدار از اقوام و بستگان که حدود 70 سال بین آنها جدایى افتاده بود عطش این دید و بازدید را بیشتر مىکرد.از مسائل مهم دیگر که مزیدبرعلت شده بود جنبه اقتصادى مسأله و تجارت بود که بهخصوص براى مرزنشینان که عموما مردمان فقیر و کمدرآمدى هستند بسیار مفید واق مىشد.به این دلیل و به دلایل دیگر ازجمله مسائل سیاسى، اجتماعى و فرهنگى این دید و بازدید سالانه افزایش مىیافت.
براساس بررسیهاى انجامشده از طریق نظرسنجىها و نیز مطالعه آمارهاى صنعتى و اقتصادى و روند رفتوآمد مردم بین دو کشور پس از فروپاشى که ابتدا از روند صعودى و سپس از روند نزولى برخوردار بوده است در مجموع عوامل زیر در جهت تأیید فرضیه شماره 3 و توسعه همگرایى ملى ترکمنهاى ایران مىتواند مؤثر باشد.
1-داشتن سرزمین مشترک با ایرانیان و زندگى در یک محدوده جغرافیایى
2-وجود دین مشترک اسلام و پایبندى ترکمنها به مسائل دینى
3-تاریخ مشترک ترکمنها با ایرانیان و وجود خاطرات تلخ و شیرین زندگى در یک سرزمین.
4-اجراى طرحهاى عمرانى و اجتماعى و توجه بیشتر دولت مرکزى به منطقه و اجراى پروژههاى مختلف مشارکت ترکمنها در برنامهریزىهاى توسعه اقتصادى و عمران منطقهاى.
-اجراى عدالت اجتماعى، ایجاد فرصت برابر در جذب نیروها و بهکارگیرى آنها بدون احتساب مسائل قومى و مذهبى، عدم تقسیم و درجهبندى شهروندان، شایستهسالارى و برابرى در فرصتها براى احراز سمتهاى کلیدى.
6-توسعهیافتگى در زمینههاى اجتماعى، اقتصادى و عمرانى و فرهنگى، توسعه راههاى ارتباط و حملونقل، وجود کارخانجات صنعتى و کارگاهها و سطح درآمد بالاى خانوادهها و نیز بالابودن سطح بهداشت در ایران و تفاوت سطح توسعه با کشور ترکمنستان(فرا مرز).
نتیجهگیرى
ایرانیان ترکمن به لحاظ نژادى، زبانى و ساخت اجتماعى تفاوتهایى با دیگر هموطنان خود دارند اما این تفاوتها نتوانسته است مانعى فرا راه تعاملات این قوم با سایر ایرانیان پدید آورد، بجز درمواردى که عوامل داخلى یا خارجى موجب تقویت تضادها و تفاوتهاى موجود مىشده است.همین عوامل نیز در شکلگیرى رفتار سیاسى قوم ترکمن در طول تاریخ تأثیر زیادى داشته که در این مقاله مورد بررسى قرار گرفته است.
در پاسخ به این سؤال که رفتار سیاسى قوم ترکمن چگونه است؟مىتوان گفت رفتار سیاسى قوم ترکمن واکنشى است نسبتبه رفتارهاى اقوام و حکومتهاى مختلف درباره آنها، یعنى هرگاه از سوى آنها مورد تهاجم، تعدى و بىمهرى قرار گرفته است، اتحاد درونقومى شکل گرفته و در فرصت مناسب رفتار واگرایى و گریز از مرکز تقویت شده که در این بین نقش شخصیتهاى علمى و مذهبى و همچنین نیروهاى کششى بیرونى مؤثر بوده است.تأکید بر مشترکاتى چون تاریخ، دین و سرزمین مشترک و همچنین توسعه اقتصادى و اجتماعى منطقه و رعایت عدالت اجتماعى و حقوق شهروندى، عدم تبعیض در احراز سمتهاى کلیدى و شایستهسالارى موجب تقویت گرایشهاى ملى و مرکزگرایى قوم ترکمن مىشود که نمونه بارز این همگرایى ملى ترکمنها شرکت گسترده آنها در انتخابات ملى بهویژه ریاستجمهورى است.بر عکس غفلت از این موارد مىتواند بر توسعه روحیه واگرایى این قوم تأثیر گذارد.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۲۱ ساعت 11:58 توسط دكتر ابراهيم نظري
|