موقعیت جغرافیایى ترکمن‏صحرا
این منطقه در کرانه‏هاى رود گرگان قرار دارد و از این‏رو«دشت گرگان»خوانده مى‏شود.دشت گرگان که بخش اعظم استان گلستان را تشکیل مى‏دهد، موطن اصلى ایرانیان ترکمن مى‏باشد.برخى از اینان در بخش شمال استان خراسان زندگى مى‏کنند. لذا این نواحى(دشت گرگان و شمال غربى استان خراسان)را که شامل دو بخش کوهستانى در شرق و دشتى در غرب است ترکمن‏صحرا نامیده‏اند.از یک‏سو موقعیت جغرافیایى و از سوى دیگر ویژگیهاى مذهبى، فرهنگى، زبانى و قومى ساکنان این ناحیه، چهره‏اى ویژه به آن بخشیده است.بخش کوهستانى ترکمن‏صحرا که در شرق آن قرار دارد شامل روستاهاى بخش کلاله و روستاهاى گلیداغ و مراوه‏تپه در استان گلستان و نواحى راز و جرگلان در شمال غربى استان خراسان است.بخش دشتى ترکمن‏صحرا همان دشت گرگان است که قسمت غربى آن مجاور دریاى مازندران و پایین‏تر از سطح دریا قرار دارد(21/ص 217).حد شمالى ترکمن‏صحرا را رود اترک و مرز جمهورى ترکمنستان و حد جنوبى آن خاکریز شاه‏مرز مى‏باشد که خاکریزى است که در حاشیه دهات«استرآباد»به موازات رود سیاه‏آب حفر گردیده و از قدیم مرز مشترک قریه‏هاى فارس‏نشین و ترکمن است.رابینو معتقد است که این خاکریز در زمان ناصر الدین شاه قاجار حفر گردیده است(26/ص 2).

ویژگیهاى قوم ترکمن 1-تقسیمات قبایل و طوایف ترکمن در ایران
درحقیقت ترکمن‏ها را مى‏توان یک«گروه قومى»بزرگ به‏حساب آورد که شامل قبایل بسیارى است و کل جمعیت آن به بیش از یک میلیون و نیم مى‏رسد.هر قبیله ترکمن خود به طوایف و زیرطوایف متعددى تقسیم مى‏شود که تمام آنها جد مشترک دارند (17/ص 57).

گوگلان-که جزء حکومت استرآباد است، محل سکناى ایشان از سرحد گنبد قابوس تا گلیداغ ادامه دارد.گوگلان اصلا به دو شعبه بزرگ‏قاى و دودوغه تقسیم مى‏شوند. آنها تا حدى نظام پیشین را از دست داده‏اند.طایفه گوگلان بیشتر در نواحى کوهستانى گرگان و یک قسمت دراطراف(بخشهاى مرزى)بجنورد(درمنطقه جرگلان)سکونت دارند(6/ص 300).

یموت-در ساحل شرقى و بعضى از جزایر دریاى خزر ساکن هستند و ابتدا به اسم «گرگان یمود»و یموت‏هاى گرگان شناخته شده‏اند(6/ص 292).

برعکس گوگلان‏ها که ساکن نواحى کوهستانى مناطق شرقى هستند یموت‏ها ساکن دشت هستند(10/ص 38).ایل یموت از دو طایفه جعفرباى و آتاباى تشکیل مى‏شود.

تکه-طایفه تکه بیشتر در جمهورى ترکمنستان اقامت دارد.اما عده‏اى از آنها در اطراف گنبد کاووس و در جرگلان بجنورد سکونت دارند.تکه‏ها نیز مانند یموت‏ها گروه گسترده‏اى هستند و به دو بخش تکه‏هاى خیوه و تکه‏هاى آخال تقسیم مى‏شوند. تکه‏هاى ساکن ایران از تکه‏هاى آخال هستند(17/ص 62).

2-تاریخچه تحول قوم ترکمن
دشتها و استپ‏هاى منچورى و مغولستان در شمال آسیا، مکان اولیه ترکمن‏ها به‏شمار مى‏رود.شرق‏شناسان منشاء نژادى ترکمن‏ها را نژاد زرد و زبان آنها را جزء زبانهاى آلتائیک(اورال آلتائى)ذکر کرده‏اند.در تورات و تواریخ اسلامى آمده است که حضرت نوح(ع)زمین رابه سه قسمت تقسیم کرد و هرکدام را به یکى از فرزندان خود به نامهاى حام، سام و یافث واگذار واگذار نمود که سهم یافث مشرق‏زمین بود(16/ص 46).

در نتیجه عوامل گوناگون ترکمن‏هاى ناحیه اسپیجاب(اسپیجاب منطقه حایل بین دو قوم ترکان اوغوز و قارلیق بوده است)به‏سوى غرب مهاجرت کردند.مهمترین علت این مهاجرت فشار امپراتوران چین از سوى شرق بوده است.علاوه‏بر مسأله فوق ظهور اسلام نیز عامل مهمى نیز در تشدید این مهاجرت بوده است.جنگجویان اسلام بعد از پیروزى بر مناطق ترک‏نشین، عده‏اى از این اقوام را به‏عنوان غازیان اسلام با خود همراه ساخته که این روند در مهاجرت آنها مؤثر بوده است.به این ترتیب در قرن سوم‏ و چهارم هجرى سیل عظیمى از ترکان از سرزمین باستانى خود(حوزه شرقى سیردریا یا جیحون)جداشده و به‏سوى(غرب)نواحى سیحون و جیحون و شمال خراسان بزرگ کشیده شدند(22/ص 17-16).

مهاجرت ترکمن‏ها به‏سوى رود اترک و گرگان در قرن نهم هجرى آغاز گردیده است.در آن ایام گوگلان، یمرلى و آل‏على به جلگه‏هاى اطراف کوپت‏داغ کشیده شدند. اندکى بعد ترکمن‏هاى ساریق، ارساى و سالر به جلگه‏هاى اطراف قوچان و بجنورد روى آوردند و این کوچ و مهاجرت تا امضاى قرارداد مرزى آخال بین ایران و روسیه در سال 1881 میلادى ادامه داشت(27/ص 7).

بعد از قرارداد آخال بر اثر فشار خونین خیوه و روسها سیل مهاجرت به نواحى رود اترک و گرگان افزایش یافت.نتیجه این امر ایجاد جنگلهاى داخلى بین ساکنان قبلى این نواحى با تازه‏واردان بود.یموت‏ها به گوگلان‏ها فشار آورده آنها را به سمت کوههاى گلیداغ راندند و از سوى دیگر به علت ایجاد جنگ بین ترکمن‏ها و همسایگان جنوبى آنها یعنى ولایتى‏ها(ساکنان کردکوى و بندر گز و)، به تدریج ترکمن‏ها تا نواحى قره‏سو و شمال على‏آباد گسترش یافتند(17/ص 21).

هم‏اکنون ترکمن‏هاى ایران در استان گلستان از شرق دریاى خزر تا ناحیه مراوه‏تپه و از سمت جنوب شرق تا کوههاى پالیزان سکونت دارند.گروهى از ترکمن‏ها ساکن جرگلان بجنورد هستند که در نتیجه جنگ جهانى اول و انقلاب بلشویکى شوروى به این سمت مهاجرت کرده‏اند(17/ص 22-20).

3-جمعیت ترکمن‏ها
تعیین تعداد جمعیت ترکمن‏هاى ایران در دوره‏هاى گوناگون تاریخى بسیار دشوار است زیرا اطلاعاتى که در این‏باره وجود دارد بسیار متناقض است(24/ص 15).

طبق اطلاعاتى که استاندارى گلستان در اختیار گذاشته است حدود 33 تا 36 درصد جمعیت استان گلستان را ترکمن‏ها به خود اختصاص داده‏اند.بر طبق آخرین سرشمارى رسمى کشور در سال 1375 جمعیت استان گلستان حدود 1426288 نفر بوده است که با حساب 33 تا 36 درصد جمعیت استان، جمعیت ترکمن‏ها باید حدود 470675 الى 513463 نفر باشد.

در بعضى منابع خارجى جمعیت ترکمن‏هاى ایران 1000000 نفر ذکر گردیده است. (5-1.p/31) .به‏هرحال امکان تخمین صحیح جمعیت ترکمن و یا سایر اقوام ایرانى به دلایل مختلف از جمله امنیتى-سیاسى-نظامى وجود ندارد.این آمارها به‏صورت تخمینى و خام است.

4-زبان ترکمن
ترکمن‏ها زبان خود را«ترکمن دیل»یا شاخه«جنوب غربى»زبان ترکى شناخته و قرابت زبان‏شناختى آن‏را با ترکى آذربایجان و ترکیه بیش از قرابت آن با زبان ترکى سایر ملتهاى آسیاى مرکزى مانند قرقیز، ازبک و قزاق دانسته‏اند.زبان ترکمنى مانند زبان آذربایجان و ترکیه به‏طور گسترده‏اى با زبانهاى عربى، فارسى و روسى آمیخته شده است(21/ص 222).

زبان ترکمنى جزء شاخه‏هاى زبان ترکمنى در گروه زبانهاى اورال-آلتائیک قرار دارد.زبانهاى اورال-آلتاییک زبان ساکنان ترکستان چین مى‏باشد که یکى از شاخه‏هاى آن زبان ارغوزى مى‏باشد که ریشه زبان ترکمنى امروزى از آن است(6/ص 354-353).

5-ساختار اجتماعى و قبیله‏اى ترکمن‏ها
در سازمان اجتماعى ترکمن‏ها قشربندیهاى اجتماعى شناخته‏شده در جوامع دیگر مشاهده نشده است.همه ترکمن‏ها حتى آنان‏که از طریق هم‏مکانى جذب جامعه آنان شوند به‏عنوان یک کل از فرزندان اغوزخان محسوب مى‏شوند.از نظر اجتماعى در گذشته همه در یک رده قرار مى‏گرفتند، یکدیگر را برادر مى‏خواندند، به‏طور یکسان از امکانات اقتصادى مانند مرتع و آب استفاده مى‏کردند(21/ص 226).

گروههاى مختلف ترکمن در مکانى به نام«ابه»زندگى مى‏کردند.هر ابه به مثابه یک آبادى شامل 25 تا 100 خانواده خویشاوند بود.خانواده‏هاى غیرخویشاوند که به آنها«گونگشى»گفته مى‏شد نیز در ابه زندگى مى‏کردند.«ابه»داراى سرزمینى بود که از آن براى چراگاه، کوچ و آب‏دادن استفاده مى‏شد.طایفه در حقیقت از اتحاد چند ابه به‏وجود مى‏آمد.اتحاد چند طایفه یک قبیله را شکل مى‏داد و ایل از اتحاد چند قبیله ایجاد مى‏شد.پدر نقش اصلى را در خانواده ترکمن به عهده داشت و هنوز دارد.این‏ نقش در گروههاى بزرگ ترکمن یعنى ابه، طایفه، قبیله و ایل وجود داشت.این سازمان در دهه 1320-1310 به تدریج در میان ترکمن‏ها از میان رفت(17/ص 193).

6-ساختار سیاسى ترکمن‏ها
ترکمن‏ها هیچ‏گاه(بجز دوره کوتاه اواخر دهه 1850 م تا اوایل دهه 1880)تشکیلات و قدرت سیاسى متمرکز و سازمان‏یافته‏اى به معناى جدید کلمه نداشتند، زیرا از لحاظ سیاسى فاقد پیوستگى بوده و بسیار پراکنده بودند؛ولى این به آن معنا نیست که آنها هیچ‏گونه سازماندهى سیاسى نداشته‏اند(21/ص 227).

ساختار سیاسى ترکمن‏ها را مى‏توان با توجه به گروهبندى‏هاى مکانى(سکونتى) توضیح داد.نقش اولیه را در این ارتباط اوباها برعهده داشتند.معمولا ریاست اوباها برعهده افرادى به نام«یاش‏اولى»(بزرگسالان)یا«آقاساق»(ریش سفید)قرار داشت. این افراد همان‏طورى که از نامشان پیداست افرادى مسن هستند که در طول زندگیشان به‏نحوى درایت و فراست خود را در کارها نشان داده‏اند.در واحدهاى مکانى بزرگتر (یورت)یاش‏اولى‏هاى ابه‏هاى یک یورت جمع شده و تصمیم لازم را اتخاذ مى‏کردند. این گردهمایى‏ها مى‏توانست در صورت لزوم در دوره بعدى نیز ادامه یابد و به اتحاد کل ترکمن‏ها منجر شود.نقش یاش‏اولى‏ها نه‏تنها در مسائل بین طایفه‏اى بکله در مسائل داخلى نیز مشهود است.مثلا در اختلافات درون‏طایفه‏اى مى‏توانستند نقش عمده را بازى کنند(20/ص 48).

سازمان سیاسى ترکمن‏ها داراى ساختار چندبخشى است.این نوع سازمان را هرج‏ومرج منظم نیز نامیده‏اند.در این سازمان، نهادهاى تخصصى چون قدرت متمرکز، ماشین ادارى و قضایى وجود ندارد و وابسته به گروههاى مکانى است.در هر گروه مکانى یعنى«ابه»یک ریش‏سفید وجود داشت که به او«یاشول»گفته مى‏شد.«یاشول» قدرت نداشت بلکه میانجى یا پاسخگوى اعضاى ابه خود بود.«یاشول»در جلسات مذاکره‏اى شرکت مى‏کرد.یاشول‏ها در حقیقت نمایندگان بدون قدرت و پاسخگوى ابه‏ها بودند(17/ص 184).

حفظ وحدت و یکپارچگى سیاسى در گروهها در درجه اول با اجراى قانون نانوشته‏اى با نام«توره»و در درجه دوم به‏وسیله شورایى متشکل از ریش‏سفیدان‏ حاصل مى‏گردید.«توره مجموعه اعتقادات، ارزشها و عاداتى بود که هنجارها و رفتارهاى اجتماعى و سیاسى مردم به کمک آنها شکل مى‏گرفت.ارزشهایى از قبیل عدالت، مهربانى و یاورى سه اصل مهم قانون«توره»بود(21/ص 229).

سلسله‏مراتب قدرت سیاسى اجتماعى ترکمن‏ها در گذشته عبارت بود از«خان» که در رأس ایل قرار داشت(امروز در بین ترکمن‏ها خان جایى ندارد).سپس کدخدایان بودند که با رأى مردم و شوراى«یاشولى»ها(ریش‏سفیدان)برگزیده مى شوند.اصولا حل‏وفصل مسائل اجتماعى، سیاسى و اقتصادى ترکمن‏ها را شورایى از یاشولى‏ها عهده‏دار است.در این جامعه نقش روحانیان را نباید از نظر دور داشت.آنها(روحانیان) در تمامى امور و احوالات شخصى و اجتماعى مردم دخالت دارند.سلسله‏مراتب قدرت در ترکمن‏ها بر ریاست موروثى استوار نیست و سرپرستان هر رده از نظام سنتى اجتماعى به‏وسیله شوراى یاشولى‏ها و مردم انتخاب مى‏شوند و درواقع لازم به‏وسیله مردم عزل مى‏شوند(26/ص 349).

رفتار سیاسى ترکمن‏ها در دوره‏هاى مختلف تاریخى 1-از گذشته تا استقرار مرزهاى شوروى در سال 1881 میلادى
اغوز نامى است که تازیان به ترکان(اغز)اطلاق کرده‏اند.ظاهرا اقوام بزرگى که در قرن ششم میلادى همه قبایل ساکن چین تا بحر اسود را به‏صورت امپراتورى واحدى از صحرانشینان درآوردند بدین نام خوانده مى‏شدند.

گروهى از آنان در سده پنجم پس از میلاد به سوى غرب رانده شدند و در شرق و جنوب شرقى دریاچه آرال مسکن گزیدند.

در زمان حاکمیت اعراب بر ایران(خلافت بنى عباس)که آرزویى جزگسترش سلطه خود بر تمامى ماوراء النهر نداشتند و از آنان مالیات و خراج فراوان مى‏گرفتند شورش ترکمن‏ها و جنگ با اعراب سبب شد که بسیارى از ترکمن‏ها در این درگیرى کشته شدند.

در ایام سلطنت سلطان محمود غزنوى، ترکمانان غز در بیابان‏هاى بخارا زندگى مى‏کردند و در حوالى مرزهاى خراسان نیز به دامدارى مشغول بودند.سلطان محمود مانع از ورود آنها به مرزهاى ایران شد و در عوض با دادن چراگاههاى خراسان به این قوم‏ سالیانه خراج و مقدارى زیادى گوسفند مى‏طلبید.مرگ محمود و روى کار آمدن مسعود و ناآرامى‏هاى داخل مملکت غزنوى‏ها به ترکمن‏ها این فرصت را داد که به‏تدریج به داخل ایران نفوذ کنند و از بى‏نظمى و ضعف حکومت غزنوى استفاده کرده، طى جنگهاى شدید مسعود را شکست داده خود حکومت سلجوقى را در ایران برپا کنند.

علت جنگ ترکمن‏ها با دستگاه غزنوى را باید در مظالمى که دولتمردان غزنوى بر این مردم روا مى‏داشتند جست‏وجو کرد.آنها هر ساله 24000 گوسفند به‏عنوان مالیات از ترکمن‏ها مى‏گرفتند و به‏علاوه رهبران آنها را نیز در گروگان داشتند.

ترکمن‏ها در به قدرت رسیدن سلجوقیان نقش مهمى را بازى کردند آنان در تمامى جنگهاى سلجوقیان در آذربایجان، رى، آسیاى صغیر و سوریه شرکت داشتند. طوایف مختلف ترکمن‏ها تا اسپانیا پیش رفتند.این مهاجرتها در پراکنده‏شدن ترکمن‏ها تأثیر داشت.

هجوم مغول موجب تسخیر ماوراء النهر و خراسان شد.ترکمن‏ها بعد از جنگهاى زیاد با مغولان متوارى شدند.عده‏اى هم تابعیت مغول‏ها را پذیرفتند.تحمل خراج زیاد بر ترکمن‏ها موجب قیام و شورش آنها علیه مغولان شد.این درگیرى موجب کشته شدن عده زیادى از ترکمن‏ها و همچنین مهاجرت آنها شد.

ترکمن‏ها در قرن هشتم هجرى تحت تسلط تیمور درآمدند.بعد از مرگ تیمور، ترکمن‏ها از جنگ خانها استفاده کرده شورش برپا کردند.و بعدها ریش‏سفیدان ترکمن‏ها نزد شاهرخ تیمورى آمده و از روى اختیار سرزمین خود را به‏دست آوردند.

پدید آمدن دولت ترکمانان در غرب ایران تأثیر بسزایى در فروپاشى دولت تیمورى داشت.درگیرى امراى ایلخانى با استفاده از خلاء قدرت سیاسى به تکاپوهاى فراوانى براى تشکیل دولتهاى محلى دست زدند.آنان همزمان با فرمانروایى تیمور توانستند در شمال غربى ایران و بین النهرین قدرت یابند.اینان‏که به قراقویونلو و آق‏قویونلو معروف‏اند به‏عنوان نیرومندترین گروههاى ترکمان در باختر و شمال باخترى ایران ظهور یافتند.

ترکهاى قراقویونلو از لحاظ مذهبى در تاریخ ایران اهمیت دارند.آنان شیعه بودند و قدرت آنها به گسترش فعالیتهاى شیعیان یارى رساند.همچنین برآمدن قراقویونلوها سبب انحطاط حکومت تیموریان در عراق ایران شد.

در دوران صفویه و در نواحى جنوب اترک شاهان صفوى از ترکمن‏ها باج مى‏گرفتند و خان خیوه نیز از ترکمن‏هاى شمال اترک باج مى‏گرفت.ترکمن‏ها در موقعیت بسیار بدى قرار گرفته بودند، زیرا علاوه‏بر خراج سنگینى که مى‏پرداختند، از نظر سیاسى نیز رهبران ترکمن بعد از ازبک‏ها در مقام دوم قرار داشتند.ظلم شاهان صفوى علیه ترکمن‏ها موجب قیام‏هاى زیاد ترکمن‏ها در این دوران شد.در زمان حکومت افشاریه، نادرشاه براى تهیه مخارج لشکرکشى به هند، از طوایف مختلف ایران خراجهاى سنگین مى‏گرفت و از ترکمن‏ها علاوه‏بر خراج، سوارکار جنگى نیز مى‏گرفت.درمقابل این رفتار، شورش‏هاى متعددى علیه حکومت نادر شکل گرفت. طى جنگهایى که ترکمن‏ها با نادر داشتند جنبشهایى در ترکمن‏صحرا شکل گرفت که از جمله جنبش یموت‏هاى گرگان و اترک بود که با دشمنان نادر یعنى سران قاجار و مازندرانى‏ها متحد گردیدند.نادر توانست این اتحادیه سه‏گانه را شکست دهد.

در عهد زندیه ترکمن‏ها در جنبش محمد خان قاجار شرکت داشته و در به قدرت رسیدن آغا محمد خان کمک زیادى کردند.آنها در اوایل سلطنت او نقش عمده‏اى در امور حکومتى داشتند.در ادوار بعدى حکام محلى رابطه بین ترکمن‏ها و حکومت مرکزى را به‏هم زدند و از آنها مالیات زیاد طلب کردند که این عمل موجب شورش ترکمن‏ها و ناامنى شده که تا انقراض قاجار ادامه داشت(10/ص 167).

در اواخر دوران قاجار، ترکمن‏ها از دو سو مورد فشار قرار داشتند.دولت ایران و دولت تزارى روس هر یک سعى در جلب این قوم به سمت خویش و مسلح کردن آنها علیه دولت مقابل داشتند.روس‏ها در سال 1290 هجرى قمرى جهت سرکوبى ترکمن‏ها و تأمین امنیت راههاى تجارى، قوایى به فرماندهى«کافمان»به مسکن ایل یموت اعزام کردند.8 سال بعد قواى روسیه به فرماندهى اسکوبلف در سال 1298 هجرى قمرى با شکست دادن ترکمن‏ها خود را به ناحیه گوگ‏تپه رساند.از آن تاریخ به بعد مساکن ترکمن‏ها و بقیه نواحى شمال خراسان از دریاى خزر تا رود تجن به‏عنوان‏ ایالت ماوراى بحر خزر جزء امپراتورى روسیه گردید و بین ایران و روسیه قرار داد آخال در سال 1881 میلادى منعقد شد.

2-از سال 1881 تا 1979(سال پیروزى انقلاب اسلامى
شکست ترکمن‏ها از یک‏طرف تا اندازه‏اى دولت ایران را از حملات ترکمن‏هاى مهاجم نجات داد و از سوى دیگر بستن قرارداد آخال و کشیدن خط مرزى به بهاى گرانى براى ایران تمام شد.مرز موجب جدایى ترکمن‏ها در دو سوى آن گشت که کنترل آنها به‏خصوص براى دولت ایران خیلى مشکل بود و ترکمن‏ها هر موقع مى‏خواستند از مرز عبور مى‏کردند.

بعد از امضاى این معاهده ترکمن‏ها حالت مردمى را یافتند که به دولت مالیات مى‏دادند و دو خانه داشتند.دولت روسیه آنها را دایما زیر فشار قرار مى‏داد که مالیات بدهند و آنها به ایران کوچ مى‏کردند.در این کوچ ترکمن‏ها در ایران هم آزاد نبودند و مورد آزار قرار مى‏گرفتند.

در جریان انقلاب مشروطه در ترکمن‏صحرا وضع نگرن‏کننده‏اى پیش آمده بود. عمال شاه مخلوع(محمد على شاه)در استرآباد و دشت، ترکمن‏ها را براى بازگرداندن تخت و تاج وادار به شورش علیه حکومت انقلابى مى‏کردند.

پنج هزار سوار ترکمن توانستند مراکز انقلابى و روستاها را به آتش بکشند. خانها از تلاش محمد على شاه براى تصاحب تاج و تخت حمایت مى‏کردند و توانستند استرآباد را تصاحب کنند.ولى بالاخره افراد مسلح ترکمن شکست خوردند و محمد على شاه بعد از شکست به روسیه گریخت.

اقدام حکومت در به اطاعت درآوردن ترکمن‏هاى یموت و گوگلان شدت یافت.دسته‏هاى بزرگ از سربازان براى خلع‏سلاح و جمع‏آورى مالیات به‏سوى دشت ترکمن روانه شدند.ترکمن‏ها هم سر به شورش برداشتند و خواستار اتحاد عمومى شدند و براى آشتى عمومى بین همه قبایل جلسه مشاوره‏اى تشکیل دادند و تصمیم گرفتند به هرگونه نفاق بین ترکمن‏ها پایان داده و در امور داخلى استقلال به‏دست آورند(5/ص 651).

عثمان آخوند یکى از رهبران ترکمن‏ها از ضعف حکومت مرکزى استفاده کرده و با توجه به نفوذ مذهبى و اقتصادیى که در میان ترکمن‏ها داشت توانست براى مدتى خود را حاکم و سلطان ترکستان بنامد.براى این منظور شورایى تشکیل شد که شش نفر عضو داشت.در جلسات مشاوره تصمیم گرفته شد که به‏زودى کنگره نمایندگان در همه طایفه‏ها و قبیله‏ها به رهبرى عثمان آخوند تشکیل شود و در آنجا مسأله مرزهاى جمهورى ترکمن مورد بررسى قرار گیرد.

حکومت ایران که از وحدت قبایل ترکمن نگران شده بود تلاش مى‏کرد تا وحدت بین قبایل را به‏هم بزند.براى این کار به عثمان آخوند پیشنهاد شد که در صورت برهم‏زدن این اتحاد مبلغ زیادى دریافت خواهد کرد.اما این کار به نتیجه نرسید.بعد از این مذاکرات، حکومت مرکزى نیروهاى تقویتى را براى شکست ترکمن‏ها اعزام کرد که با مقاومت ترکمن‏ها روبه‏رو گردید.سرانجام جنبش ترکمن به‏دلیل کمبود مهمات، محاصره اقتصادى ترکمن‏صحرا، تطمیع برخى سران ترکمن از سوى حکومت و کشتار آنها شکست خورد.

پس از تغییر دولت قاجار به پهلوى در سال 1304 هجرى شمسى رضاشاه تلاش‏هاى فراوانى به منظور خلع‏سلاخ و مطیع ساختن عشایر در مناطق مختلف ایران به‏عمل آورد.او براى تحقق اهداف و برنامه‏هاى خود در ترکمن‏صحرا نیروهاى نظامى را به نواحى مرکزى ترکمن‏نشین اعزام کرد که وظیفه عمده آنها کمک به مأموران حکومت در جمع‏آورى اطلاعات، مالیات، خلع‏سلاح عشایر ترکمن و تحکیم قدرت پهلوى در دشت گرگان بود.اگرچه مقاومت اندکى از طرف برخى ترکمن‏ها براى ایستادگى در مقابل نیروهاى نظامى رضاشاه با سیاست تخت‏قاپو کردن ترکمن‏ها آنها را یکجانشین نموده و توانست بسیارى از آنها را که به‏طور عمده مسلح بودند و از حکومت مرکزى تبعیت نمى‏کردند سرکوب نموده، وادار به اطاعت از حکومت مرکزى نماید(21/ص 221).

با آغاز جنگ جهانى دوم و به‏دنبال آن سقوط رضاشاه ترکمن‏ها نیز فرصت را براى بازگشتن به زندگى کوچ‏نشینى مغتنم شمردند و به زندگى قبلى خودبازگشتند.

84

این رجعت چندان دوام نیافت و دامنه گسترده‏اى نداشت و بلافاصله بعد از پایان جنگ عقب‏نشینى ارتش شوروى، حکومت ایران بر این نواحى مسلط شد.پس از جنگ جهانى دوم دولت در برنامه اسکان خود به تشویق مردم از طریق سیاستهاى اقتصادى و فرهنگى پرداخت.از سوى دیگر رشد اقتصادى در ایران پس از جنگ جهانى دوم نیز فرصتى مناسب براى گسترش آموزش و ایجاد فرصت‏هاى شغلى فراهم آورد، ازاین‏رو بستر تحقق اهداف حکومت پهلوى در آن منطقه بیشتر فراهم شد(21/ص 217).

3-از سال 1979 تا 1991(فروپاشى نظام دوقطبى و تأسیس دولت مستقل ترکمنستان
در اوایل پیروزى انقلاب اسلامى تشدید برخوردهاى اجتماعى و قومى به‏وسیله عوامل متنفذ به همراه شیطنت و مداخله گروههاى چپ مارکسیستى معارض با نظام جمهورى اسلامى ایران و اقدامات تحریک‏آمیز شوروى سابق در منطقه گرگان و گنبد شرایط بحرانى مانند آتش زیر خاکستر را فراهم آورد و حکومت جدید ایران را که هنوز پایه‏هاى آن از ثبات و انسجام برخوردار نشده بود، در سال 1358 درگیر منازعه در گنبد ساخت.اما بلافاصله با دخالت دولت و نیروهاى انقلاب، آرامش نسبى درمنطقه دوباره حکمفرما شد.در سال 1359 هیأتهاى هفت‏نفره واگذارى زمین تشکیل و مأمور تقسیم اراضى و حل اختلافات مربوط به مالکیت و تقسیم زمینها در منطقه گردید.اطلاعات مربوط به سال‏هاى 1359 نشان مى‏دهد که 8887 هکتار زمین در دشت گرگان از طریق این هیأت به روستاییان اعم از ترکمن و غیره واگذار شد(21/ص 226).

ترکمن‏ها در جریان جنگ تحمیلى همانند دیگر اقوام ایرانى نقش مهمى در دفاع از این مرزوبوم داشته و بسیارى از جوانان ترکمن در این‏راه به شهادت رسیدند که خود نشان‏دهنده علاقه ترکمن‏ها به سرزمین ایران و حراست و نگهدارى از مرزهاى آن مى‏باشد.

4-فروپاشى شوروى تاکنون
ترکمن‏ها تا قبل از قرارداد آخال در سال 1881 به‏صورت قبایل پراکنده‏اى در منطقه صحراى ترکمن و صحراى قره‏قوم زندگى مى‏کردند و از سه ایل بزرگ یعنى تکه، یموت و گوگلان تشکیل مى‏شدند.هرچند آنها اختلافات قومى و قبیله‏اى بین همدیگر داشتند اما در مجموع اتحاد و اتفاق آنها با همدیگر و تحمل یکدیگر براى زندگى در این مناطق، خیلى بیشتر از اقوام و ملیتهاى غیرترکمن اطراف بود.قرارداد آخال عملا بین آنها جدایى انداخت و به دو قسمت ترکمن‏نشین داخل روسیه و داخل ایران تقسیم شدند.فروپاشى شوروى و استقلال ترکمنستان در سال 1371 ه.ش این فرصت را براى اتحاد دوباره قبایل ترکمن به‏وجود آورد.روابط جسنه جمهورى اسلامى با کشور ترکمنستان موجب شد تا در سال 1373 ه.ش طبق قراردادهاى مرزى بین دوطرف اتباع دو کشور بتوانند تا 45 کیلومترى داخل مرزهاى همدیگر رفت‏وآمد کنند.در اویل کار استقبال زیادى از جانب ترکمن‏هاى ایران براى بازدید از کشور ترکمنستان انجام شد، لیکن بعدا این روند سیر نزولى پیدا کرد.

طبق تحقیقات انجام‏شده دلیل اصلى این علاقه را ترکمن‏ها در دو چیز مى‏دانسته‏اند: 1-دید و بازدید از اقوام و بستگان خود که چندین سال زیر حاکمیت کمونیست‏ها قرار داشتند.

2-مسائل اقتصادى ازجلمه تجارت و بازرگانى با ترکمن‏هاى آن‏سوى مرز.

تعداد کل ورودى و خروجى در گمرک مرزى اینچه‏برون از 34578 نفر در سال 1375 به 135935 نفر در سال 1379 رسید(واحد آمارى گمرک اینچه‏برون، 1380) جالب آنکه تعداد خروجى‏ها از کشور ایران در طى سالهاى 75، 76، 77، 78، 79، همیشه بیشتر از تعداد ورودى‏ها مى‏باشد، که تعدادى از این افراد به‏علت مسائل سیاسى و اجتماعى از کشور خارج شده و از طریق کشور ترکمنستان که با اکثر کشورهاى جهان رابطه دوستانه دارد به کشورهاى موردنظر مهاجرت کرده‏اند.

همسایگى کشور ترکمنستان با منطقه ترکمن‏نشین ایران به‏دلیل اینکه دنباله قومى ترکمن‏هاى ایران مى‏باشد مى‏تواند موجب بروز مشکلاتى براى ایران باشد به دلایل زیر: 1-گرایش برون‏مرزى ترکمن‏هاى ایران به‏علت وجود اشتراک مذهبى، نژادى، زبانى.

2-وجود مرز مشترک طولانى حدود 1700 کیلومترى که مجافظت از آن مشکل است.

3-ارتباط و مراوده رئیس‏جمهور ترکمنستان صفر مرادنیازف با اکثر نخبگان و رهبران مذهبى ترکمن‏هاى ایران و دعوت از آنها در مراسم ملى، مذهبى، علمى و فرهنگى.

-پوشش کامل شبکه‏اى رادیویى و تلویزیونى ترکمنستان در مناطق ترکمن‏نشین ایران و جلب ترکمن‏ها به‏دلیل زبان مشترک ترکمن.

5-رابطه مناسب ترکیه با ترکمنستان و همچنین با آذربایجان که مى‏تواند یک اتحاد سه‏گانه ترک را در مرزهاى شمال ایجاد کند.

6-حضور اسرائیل و آمریکا در خاک ترکمنستان و تهدید امنیت کشور.

7-نفوذ ترکیه به‏علت اشتراکات زبانى و مذهبى و نیز گسترش ایده پان‏ترکیسم و پان‏تورانیسم در کشور ترکمنستان.

از سویى در راى‏گیرى استان گلستان در انتخابات ریاست جمهورى سال 1380 آمار مربوط به مناطق ترکمن‏نشین بسیار جالب توجه است.شهر بندر ترکمن با 8/94 درصد، آق‏قلا با 92 درصد، کلاله با 4/88 درصد و گنبد با 1/84 درصد به آقاى خاتمى رأى دادند(اداره کل انتخابات وزارت کشور).آمار بالاى رأى‏دهندگان در منطقه مؤید این موضوع است که ترکمن‏ها نه‏تنها خود را ایرانى مى‏دانند بلکه نسبت‏به سرنوشت کشور خود حساس هستند.آنها را رأى دادن به آقاى خاتمى خواهان شایسته‏سالارى، عدالت اجتماعى، عدم تبعیض بین اقوام که جزء شعارهاى تبلیغاتى آقاى خاتمى بوده است، مى‏باشند.آمار انتخابات در سه شهرستان کردکوى و گنبد و مینودشت گویاى این موضوع است که ترکمن‏ها خواستار وحدت ملى و یکپارچگى کشور هستند.

یافته‏هاى آمارى و میدانى
در تکمیل پرسشنامه‏ها که در بین دو گروه مسؤولان دولتى و نیز شوراها و نخبگان ترکمن به انجام رسید، حدود 36 نفر از مسؤولان و 36 نفر از گروه شوراها و نخبگان به سؤالات پاسخ داده‏اند.بعضى از این سؤالات بین دو گروه مشترک بوده که مورد بررسى قرار گرفته است.

تجزیه و تحلیل پاسخ‏ها توانسته است تحقیق را در نتیجه‏گیرى و ارائه راه‏حل‏هاى موردنظر رهنمون شود.براى مثال چند نمونه از سؤالات مطرح‏شده به همراه جداول تهیه شده در ذیل آورده مى‏شود:




از پاسخ‏دهندگان به این سؤال 1/86 درصد مسؤولان و 4/94 درصد اعضاى شورا و نخبگان پاسخشان مثبت بوده است.

4/44 درصد از مسؤولان و 8/27 درصد از شوراها و نخبگان پاسخشان مثبت بوده است. از مسؤولان 3/47 درصد و از شوراها و نخبگان 1/61 درصد پاسخ منفى داده‏اند.



پاسخ 7/91 درصد از هر دو گروه به این سؤال مثبت بوده است.

پاسخ 8/77 درصد از مسؤولان و 8/77 درصد از نخبگان و اعضاى شوراها مثبت بوده است.




از مسؤولان 8/92 درصد و از شوراها و نخبگان 100 درصد به این سؤال پاسخ مثبت داده‏اند.

75 درصد مسؤولان و 6/55 درصد از نخبگان و اعضاى شوراى شهر پاسخشان«زیاد است»مى‏باشد.



تجزیه و تحلیل
فرضیه 1-با مطالعه تاریخ سیاسى قوم ترکمن این نکته روشن مى‏شود که هر زمان دولتهاى مرکزى یا حکومتهاى محلى آنها ار تحت فشار مى‏گذاشتند، یک اتحاد قبیله‏اى بین‏طایفه‏هاى مختلف شکل مى‏گرفت و فدراسیون‏هایى ایجاد مى‏شد که دوشادوش هم با دشمن مشتر نبرد مى‏کردند.اختلافها جاى خود را به ائتلافها و اتحادیه‏ها مى‏داد و چه‏بسا که حکومتهایى را ساقط کرده و دولت جدیدى ایجاد مى‏کردند.

دشمنى‏هاى درون‏قومى و قبیله‏اى در بین ترکمن‏ها زیاد بوده است، تا جایى‏که حتى رهبران مذهبى خون افراد اقوام مختلف را مباح مى‏دانستند، لیکن زمانى‏که وجود دشمن مشترک احساس مى‏شد اختلافات خودبه‏خود کنار گذاشته مى‏شد و اتحاد قبیله‏اى جایگزین آن مى‏شد.

در تاریخ مبارزات ترکمن مى‏بینیم که این اقوام به‏طور عمده براى جنگیدن با حکومتهاى مرکزى دست دوستى و اتحاد به‏سوى اقوامى که با آن اشتراکاتى دارند مثل ترک‏ها دراز کرده‏اند.این امر در جریان شورش در سال 1342 هجرى قمرى به رهبرى عثمان آخوند در اواخر دوره قاجار اتفاق افتاده است که از افسران ترکیه براى تعلیم سربازان خود استفاده کرده‏اند.

قوم ترکمن هرگاه از سوى اقوام یا حکومتهاى دیگر مورد تهدید قرار مى‏گرفتند اتحاد قبیله را شکل داده و همگرایى قومى و قبیله‏اى را پدید مى‏آوردند.در دوره‏هاى مختلف تاریخى این موضوع به کرات ثابت شده است و همه طوایف بزرگ ترکمن از یموت، گوگلان و تکه که در کشورهاى ایران، ترکمنستان امروزى، افغانستان، ازبکستان و مناطق آسیاى مرکزى زندگى مى‏کردند، یک اتحادیه بزرگ ایلى و قبیله‏اى به‏وجود مى‏آوردند تا علیه دشمن مشترک قیام و شورش کنند.

همچنین زمانى‏که از سوى حکومتهاى مختلف تحت فشار مالیاتى سنگین قرار مى‏گرفتند و براى پرداخت مالیات دچار مشکل مى‏شدند نیز اتحاد قبیله‏اى شکل مى‏گرفت.در این هنگام بود که نقش روحانیان و نخبگان در این اتحادیه‏ها بسیار محرز و آشکار مى‏شد و ترکمن‏ها را به وحدت و یکدلى و کنار گذاشتن جنگهاى قومى و قبیله‏اى و متحدشدن بر ضد دشمن خارجى تشویق مى‏کردند.در اشعار شعراى بزرگى چون مختومقلى فراغى، دولت محمد آزادى، مسکین قلیچ و ملا نفس و نمونه‏هاى‏ بسیارى در این زمینه وجود دارد.در این بین روحانیان مذهبى نیز بى‏کار نمى‏نشستند و اقوام ترکمن را به وحدت و یکپارچگى دعوت مى‏کردند.اصولا این امر به‏دلیل نفوذ زیاد این قشر بر جامعه ترکمن به‏دلیل تعصب و پایبندى شدید ترکمن‏ها به مسائل مذهبى و دینى، نتیجه‏اى زودهنگام دربر داشت و اتحادها به‏سرعت شکل مى‏گرفت و مردم علیه دشمن به جهاد فرا خوانده مى‏شدند و در این زمان بود که تسلط بر این اقوام از سوى دولتهاى مختلف بسیار مشکل مى‏نمود.

هنگامى‏که ترکمن‏ها از سوى دشمن خارجى مورد تهدید قرار نمى‏گرفتند جنگهاى قومى و قبیله‏اى و تصفیه‏حسابهاى قومى از سر گرفته مى‏شد.بیشتر این جنگها معمولا بر سر مرتع، آب، سرقت و قتل و غارت بود که معمولا اگر طایفه‏اى از سوى طایفه دیگر یا قوم دیگر مورد غارت قرار مى‏گرفت و چیزى از آنها به سرقت مى‏رفت یا فردى از آنها کشته مى‏شد، افراد آن قبیله یا طایفه براى گرفتن انتقام خون فرد یا افراد با طایفه مورد نظر مى‏جنگیدند که معمولا با میانجیگرى یا وساطت افراد ذى‏نفوذ طوایف دیگر به صلح مى‏انجامید.

با توجه به مطالب بالا، فرضیه شماره یک تحقیق درباره اتحاد درون‏قومى و قبیله در هنگام تهدیدات خارجى و جنگهاى قبیله‏اى و تصفیه‏حساب‏هاى قومى در هنگام عدم تهدید خارجى ، مورد تأیید قرار مى‏گیرد.

فرضیه 2-با مطالعه تاریخ سیاسى قوم ترکمن متوجه مى‏شویم که رفتار سیاسى قوم ترکمن در برخورد با حکومتهاى مختلف مرکزى متفاوت بوده است.به‏این‏صورت که هرگاه این قوم از سوى حکومتها یا اقوام دیگر مورد تهدید و یا تحت فشارهاى مالیاتى قرار داشته است و یا از سوى کشورهاى دیگر قول مساعدت دریافت مى‏کرده است، مترصد فرصتى بوده که سر به شورش و طغیان بزند.چه‏بسا که در این هنگام موجبات سقوط و زوال حکومتها را نیز فراهم آورده‏اند.این مراحل بیشتر در زمان گذار تاریخى اتفاق مى‏افتاده که معمولاحکومتهاى مرکزى قدرت چندانى براى کنترل آنها نداشته‏اند.در این زمان شیطنت‏هاى حکومتهاى دیگر چه حکا و خانات خیوه و بخارا و یا چه دولتهاى روسیه و انگلیس و عثمانى مزیدبرعلت مى‏شد و همه اینها زمینه‏شورش و آشوب ترکمن‏ها را به‏ویژه در دوره‏هاى گسل تاریخى فراهم کرده است.

قوم ترکمن همان‏طورى‏که در فروپاشى و زوال حکومتهاى مختلف دخالت داشته در روى کار آمدن حکومتهاى جدید نیز مؤثر بوده است.حکومت سلجوقیان که البته آنها نیز از ترکمن‏ها هستند به کمک مستقیم ترکمن‏هاى ایران که از سوى حکومت غزنویان تحت فشار مالیاتى، تعرضات و ظلم و ستم قرار داشتند روى کار آمد.همچنین حکومت قاجار نیز گروهى از ترک‏هاى ترکمن‏نشین ایران بودند که در زمان صفویه به این نقطه انتقال داده شدند ولى به‏دلیل قرابت زبانى و نژادى مورد حمایت ترکمن‏ها قرار گرفتند و آغا محمد خان قاجار با کمک سربازان ترکمن توانست خان زند را شکست دهد و حکومت قاجار را تأسیسى کند.

مسأله دیگرى که مطرح است وجود کشور ترکمنستان با اکثریت ترکمن در شمال منطقه ترکمن‏نشین ایران است که با آنها داراى اشتراکات نژادى، زبانى، فرهنگى و دینى مى‏باشد.عوامل فوق موجب قرابت و نزدیکى این دو گروه ترکمن مى‏شود. چنانچه این مسأله توأم با ارتباط غیرعادى باشد مى‏تواند موجب شکل‏گیرى احساس قبیله‏گرایى و پان‏ترکمنیسم گردد که اگر از سوى کشور ترکمنستان حمایت شود، به‏طور مسلم مشکلات زیادى به‏همراه خواهد داشت.اما در سالهاى اخیر و به‏خصوص پس از پیروزى انقلاب اسلامى رفتار سیاسى ترکمن‏ها و نگرش آنها به مسائل سیاسى کشور در جهت همگرایى و واگرایى تغییر یافته است.در این رابطه با توجه به تحقیقات میدانى و تکمیل پرسشنامه و مصاحبه و گفت‏وگو با افراد آگاه محلى و بومى ترکمن و غیرترکمن ساکن درمنطقه این نتیجه حاصل آمده است که ترکمن‏ها هم مانند سایر اقوام ایرانى به سرنوشت کشور خود حساس هستند و نسبت‏به آن احساس مسؤولیت مى‏کنند و براى تقویت همگرایى بیشتر خواهان اجراى عدالت اجتماعى بین اقوام و مشارکت سیاسى و اجتماعى و اقتصادى و استفاده از نخبگان آنها در سمتهاى بالاى مدیریتى و کلان کشور مى‏باشند.البته این حق مسلم هر ایرانى است که برحسب لیاقت و شایستگى خود، به مقامات بالاى کشورى برسد.

نظرسنجى‏ها نشان مى‏دهد که عدم رعایت عدالت اجتماعى و دخالت ندادن روحانیان مذهبى ترکمن در مسائل سیاسى و استفاده نکردن از نیروهاى نخبه ترکمن در احراز سمتهاى کلیدى از مهمترین عواملى هستند که در تضعیف همبستگى ملى تأثیر دارند و نتایج یافته‏هاى تحقیق فرضیه شماره 2 را مورد تأیید قرار مى‏دهد.

فرضیه شماره 3-قوم ترکمن از نظر جغرافیاى در منطقه صحرایى و تقریبا خشک زندگى مى‏کنند و تعداد بسیارى از آنان در داخل کشور ترکمنستان ساکن هستند که چندین سال است از زیر سلطه دولت شوروى خارج گشته و به‏عنوان یک کشور مستقل درآمده است.استقلال ترکمنستان و ایجاد یک کشور مستقل ترکمن‏نشین موجب شده است بسیارى از افراد ترکمن و غیرترکمن به این فکر بیفتند که احتمالا اقوام ترکمن ایرانى نیز خواهان پیوستن به کشور جدیدالتأسیس ترکمن‏نشین مى‏باشند. ازسوى‏دیگر تبلیغات دولت ترکمنستان در مورد انتقال افراد ترکمن به داخل این جمهورى و تأسیس اتحادیه بین‏المللى ترکمن در عشق‏آباد این فکر را تقویت مى‏کرد.بازگشایى مرزهى شمال و تردد اقوام مرزنشین دو کشور تا عمق 45 کیلومترى خاک کشورهاى ایران و ترکمنستان موجب شد بسیارى از این افراد به‏راحتى بتوانند از کشورهاى همدیگر بازدید به‏عمل آورند.مطمئنا شور و شوق دیدار از اقوام و بستگان که حدود 70 سال بین آنها جدایى افتاده بود عطش این دید و بازدید را بیشتر مى‏کرد.از مسائل مهم دیگر که مزیدبرعلت شده بود جنبه اقتصادى مسأله و تجارت بود که به‏خصوص براى مرزنشینان که عموما مردمان فقیر و کم‏درآمدى هستند بسیار مفید واق مى‏شد.به این دلیل و به دلایل دیگر ازجمله مسائل سیاسى، اجتماعى و فرهنگى این دید و بازدید سالانه افزایش مى‏یافت.

براساس بررسیهاى انجام‏شده از طریق نظرسنجى‏ها و نیز مطالعه آمارهاى صنعتى و اقتصادى و روند رفت‏وآمد مردم بین دو کشور پس از فروپاشى که ابتدا از روند صعودى و سپس از روند نزولى برخوردار بوده است در مجموع عوامل زیر در جهت تأیید فرضیه شماره 3 و توسعه همگرایى ملى ترکمن‏هاى ایران مى‏تواند مؤثر باشد.

1-داشتن سرزمین مشترک با ایرانیان و زندگى در یک محدوده جغرافیایى

2-وجود دین مشترک اسلام و پایبندى ترکمن‏ها به مسائل دینى

3-تاریخ مشترک ترکمن‏ها با ایرانیان و وجود خاطرات تلخ و شیرین زندگى در یک سرزمین.

4-اجراى طرحهاى عمرانى و اجتماعى و توجه بیشتر دولت مرکزى به منطقه و اجراى پروژه‏هاى مختلف مشارکت ترکمن‏ها در برنامه‏ریزى‏هاى توسعه اقتصادى و عمران منطقه‏اى.

-اجراى عدالت اجتماعى، ایجاد فرصت برابر در جذب نیروها و به‏کارگیرى آنها بدون احتساب مسائل قومى و مذهبى، عدم تقسیم و درجه‏بندى شهروندان، شایسته‏سالارى و برابرى در فرصتها براى احراز سمتهاى کلیدى.

6-توسعه‏یافتگى در زمینه‏هاى اجتماعى، اقتصادى و عمرانى و فرهنگى، توسعه راههاى ارتباط و حمل‏ونقل، وجود کارخانجات صنعتى و کارگاهها و سطح درآمد بالاى خانواده‏ها و نیز بالابودن سطح بهداشت در ایران و تفاوت سطح توسعه با کشور ترکمنستان(فرا مرز).

نتیجه‏گیرى
ایرانیان ترکمن به لحاظ نژادى، زبانى و ساخت اجتماعى تفاوتهایى با دیگر هموطنان خود دارند اما این تفاوتها نتوانسته است مانعى فرا راه تعاملات این قوم با سایر ایرانیان پدید آورد، بجز درمواردى که عوامل داخلى یا خارجى موجب تقویت تضادها و تفاوتهاى موجود مى‏شده است.همین عوامل نیز در شکل‏گیرى رفتار سیاسى قوم ترکمن در طول تاریخ تأثیر زیادى داشته که در این مقاله مورد بررسى قرار گرفته است.

در پاسخ به این سؤال که رفتار سیاسى قوم ترکمن چگونه است؟مى‏توان گفت رفتار سیاسى قوم ترکمن واکنشى است نسبت‏به رفتارهاى اقوام و حکومتهاى مختلف درباره آنها، یعنى هرگاه از سوى آنها مورد تهاجم، تعدى و بى‏مهرى قرار گرفته است، اتحاد درون‏قومى شکل گرفته و در فرصت مناسب رفتار واگرایى و گریز از مرکز تقویت شده که در این بین نقش شخصیتهاى علمى و مذهبى و همچنین نیروهاى کششى بیرونى مؤثر بوده است.تأکید بر مشترکاتى چون تاریخ، دین و سرزمین مشترک و همچنین توسعه اقتصادى و اجتماعى منطقه و رعایت عدالت اجتماعى و حقوق شهروندى، عدم تبعیض در احراز سمتهاى کلیدى و شایسته‏سالارى موجب تقویت گرایشهاى ملى و مرکزگرایى قوم ترکمن مى‏شود که نمونه بارز این همگرایى ملى ترکمن‏ها شرکت گسترده آنها در انتخابات ملى به‏ویژه ریاست‏جمهورى است.بر عکس غفلت از این موارد مى‏تواند بر توسعه روحیه واگرایى این قوم تأثیر گذارد.