* والد: این چندمين باره که دیر برگشتی خونه. میدونی ساعت چنده؟ دیگه حق نداری پاتو بگذاری بیرون.

به جای اینکار میتوان:

* از نوجوان دعوت کنید نظرش را درباره موضوع مطرح کند.

والد: چیزی باعث میشه نتونی سرساعت برگردی خونه؟

نوجوان : من تنها کسی هستم که باید سرساعت خونه باشم، اونهم وقتی همه هستند و دارند تفریح میکنند.

* دیدگاه خودتان را مطرح کنید.

mehcom.com
والد: وقتی انتظار دارم سرساعت خونه باشی و نیستی نگران میشم. اتفاق های بدی را توی ذهنم تجسم میکنم.

* از نوجوان بخواهید با شما همفکری کند.

والد : بیا ببینیم میشه طرحی یا فکری پیدا کنیم که باعث بشه هم تو وقت بیشتری با دوستهات باشی و هم من آرامش فکری بیشتری داشته باشم.

* هر فکری که به ذهن تان می آید را بدون ارزیابی بنویسید.

 

نوجوان و والدین میتوانند لیست جداگانه داشته باشند.

  • والد_ تا وقتی ازدواج نکرده اجازه نداره تا هروقت دلش میخواهد بیرون باشد.
    نوجوان –  اجازه بدهند تا هروقت دلم بخواهد بیرون باشم.
    والد_ ساعت اومدنش را موقتا نیم ساعت زیاد کنم.
    نوجوان – ساعت برگشتنم را یکساعت بیشتر کنید.

* حال فهرست را بررسی کنید و تصمیم بگیرید کدامیک قابل اجراست.

نوجوان: نیم ساعت اضافه خوبه ولی چرا موقت ؟
والد: خب این بستگی به تو داره که ثابت کنی میتونی سروقت خونه باشی.
نوجوان: سعی میکنم.